. ی
ی ی ژ ی  

بازگشت
بغض دریا

 

 

برای بغض کوی دانشگاه که بر دار شد.

 

بغض دریا

 

امروز با سایه ها دست نخواهم داد

درختان تکیده بر شا خسار

کلاغان سکوت را به آ شیانه اندوهم نمی خوانند

حقیقت مرده به انزوای کو چه نمی خندد

و گیسوان شبنم

غربت جنگل را بر آشفته است

فر سایش فضا را به اتهام خاک می آ ویزم

قفسی را که در بادها کا شته ام

پر واز میدهم

در حنجره ی پنجره تکرار می شوم

و تا بغض در یا ادامه خوا هم داشت

 

عزيز بومی

ترا پل هلند نوامبر 2000

 

 

 

 

 

 

 

 

سخنرانی ها استانبول يک منظومه آواره زبان لرزه فيس بوک