. ی
ی ی ژ ی  


Notice: Undefined index: bgname in /home/naser990/domains/nasernajafi.net/public_html/matn_digran/browse.php on line 14
بازگشت
شراب جان فشانی

شراب جان فشانی

 

می توان بر چهره ی شب تیغ زد

نور را در دا من شادی نشاند

تیرگی را از ستم پا یین کشید

بر سریرش صبح آ زادی نشاند

می توان در بطن زردی سرخ شد

چون شفق در انتهای آ فتاب

پای در میخا نه ی هستی نهاد

از شراب جان فشانی شد خراب

میتوان بیهو دگی را شخم زد

بذر خون در مزرع رخوت نشاند

با سلاح آتشین خو استن

خلق را از دام اهریمن رهاند

میتوان با تیر آ رش در کمان

تا افق ها ی وطن پرواز کرد

رزم را در لوح سینه حک نمود

بال رنگین شها دت باز کرد

می توان چون را هیان راه عشق

پای دل در خار هر رنجی نهاد

رهرو آ زادگی شد پر شتاب

در حریم سینه ها گنجی نهاد

می توان منصور وش بر دار رفت

نغمه ی لا را بگوش جان شنید

در سرای خلوت دیدار دوست

عشق را چون عا شقان پر ده درید

میتوان با عزم نیرو مند خلق

خصم بد کین را بدست داد داد

مشعل فجر ظفر را بر فروخت

خرمن آ مال شب بر باد داد

میتوان همپای هر آ زاده ای

در مسیر رستگاری گام زد

سر زمین ما دری را فتح کرد

مر هم لبخند بر آ لام زد

می توان چون سر بدا ران وطن

با سمند رو شنی تا صبح راند

ازفراز بام شب با نای دل

تک سرود دلنشین فتح خو اند

می توان جان را که بنشسته به هجر

در سرای عشق دلداری نمود

اشک را چون در به شط دیده داد

با حضور وصل او جاری نمود

 

عزیز بومی زمستان 1369

 

سخنرانی ها استانبول يک منظومه آواره زبان لرزه فيس بوک