متن ها

ترجمه ی متن ها

تئاتر

نقاشی

عکس

متن های ديگران

پيوند ها

خانه

کوچه

 

 

کـــــار نــــــا وال


 

 

 

جنايتکاران!!!!!

 

 

 

      

 

 

 

 

 

و رزمندگی جوانان .........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 از نگاه ياران به ياران ندا می رسد

 

 

 

گل سرخ عاشق

 

 

 

 

 

گل حسرت من

گل سرخ عاشق

شکفتی تو در کوچه های شقايق

گل حسرت من

گلی از گلستان خونبار ميهن

بخوان

شعر عاشقترين لحظه ها را

غزل های جوشيده از زخم خونين خنجر

فرايند تاريخی است اين

که اين توامان ويگانه

فرا رويد از سنگ فرش خيابان

فرا رويد از دانش کوچه هايی

که يک شب در آنجا

بر اندام سرما

صميمی ترين شعله ها را سرودم.

 

 

 

 

 

گل حسرت من

گل سرخ عاشق

شکفتی تو در کوچه های شقايق

گل حسرت من

گلی از گلستان خونبار ميهن

بخوان

شعر عاشقترين لحظه ها را

غزل های جوشيده از زخم خونين خنجر

فرايند تاريخی است اين

که اين توامان ويگانه

فرا رويد از سنگ فرش خيابان

فرا رويد از دانش کوچه هايی

که يک شب در آنجا

بر اندام سرما

صميمی ترين شعله ها را سرودم.

 

 

 

 

 

 

 

 

گهی خسته بوديم

وگاهی شرربار

گهی مرغ آواره بوديم و پر بسته بوديم

من از سمفونی  ی صداها

غمآواز آوارگی را شنيدم

غمی که همه چشمه های جهان را

گل آلوده کرده است

به هم تکيه داديم

در آرامش تلخ آن کوچه ها بود

که دستانمان بادبان فلق شد

فراز تلاقی دريا و شب درهم آميخت.

 

 

 

 

گل حسرت من

گلی از گلستان خونبار ميهن

تو از ريشه بايد برويی

بپيچی بر انگيزه ی زندگانی.

 

 

 

 

 

گل زخم خورده

که فصل بلند خران را

در آفاق تاريک آن دشت

بسر بردی اما نپژمرده بودی

تو عريانترين واژه ی رنج هايی

تو از نسل آن عاشقانی

که در جام توفان

شبی شوکران سر کشيدند

تو از نسل آنان

که در سنگلاخ شبانگاه

صبورانه در خون و هجران

رقم می زنند سوگ غم نامه هاشان

و آواره بودند در خانه ی خويش

من آواره ی رنج تاريخی ی عاشقانم

تو آواره ی رنج تاريخی ی خويش

و ما جمله فرياد خونين يک دودمانيم.

 

 

 

 

 

گل سرخ عاشق

شکفتی تو در کوجه های شقايق

گل حسرت من

گلی از گلستان خونبار ميهن

تو از ريشه بايد برويی

در آن لحظه ی تابناکی

که قلب من عاشقترين است

تو از ريشه بايد برويی.

 

ن - ن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همه چيزم دل من بود و کنون می بينم

دل فولادم مانده به راه

دل فولادم را بی شک انداخته است

دست اين قوم بد انديش در آغوش بهاری که گلش گفتم

از خون و ز زخم

وين زمان فکرم اين است که در خون برادرهايم

  ناروا در خون پيچان

بی گنه غلطان در خون –

دل فولادم را زنگ کند ديگرگون،

 

                                                                                       (نيما يوشيج)

 

 

 

به عصر شوم ملايان بدکيش       

چنان بی رحم گل را سر بريدند         

بدان ملا علی خصم جهانی                  

خرک رانت همين احمد نژاد است            

بميری يا که بگذاری جهان را                       

اگر از دست اين مردم بر آيد          

پس از احکام استبرا يقين است          

 

جوانی و طراوت مرده در خويش

که گلبن ها تن و جامه دريدند

خرت ميره برانش تا توانی

طفيلی، لات و مضحک بی سواد است

تسلا کی دهد آوارگان را

که روزی بخت و اقبالت سر آيد

تو را اهليل يابو در کمين است

 

 

 

 

درود به شیر زنان و شیر مردانی که برای رسیدن به آزادی ، با شهامت و شجاعت دیوار جهل و ستم و اختناق ودیکتاتوری را می شکنند.

 

http://www.youtube.com/watch?v=WqlcsWFUBHg

پیروزی با ماست

 

 

 

 

 

سرنگون باد جمهوری جهل و جنون و جنايت

 

 

خرداد خونین، گزارش تفصیلی نقض حقوق بشر پس از انتخابات در ایران

 

آنچه در پی می آید، گزارش تفصیلی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در خصوص رویدادها، نقض حقوق بشر و اقدامات دستگاه امنیتی پس از انتخابات در محدود زمانی ۲۲ خردادماه تا ۱۲ تیرماه سال ۱۳۸۸ است. این گزارش ضمن ارائه تعاریف کلی از انتخابات و معیارهای انتخابات سالم، به بررسی اعتراضات مردمی و خشونت نیروهای نظامی میپردازد، مجموع گزارشات کلی از بازداشتهای جمعی افزون بر سه هزار شهروند، ارائه آمار از ۳۴ جان باخته خشونتهای اخیر و همچنین مشخصات ۷۰۰ بازداشت شده قسمتهای دیگر این گزارش را تشکیل می دهد.

 

انتخابات

 

انتخابات در واقع سلسله اقدامات و عملیات منسجم و پیوسته ای است که در یک محدوده جغرافیایی مشخص و زمانی محدود ومعین صورت می گیرد و منجر به برگزیده شدن فرد یا افراد و یا موضوع و مرام خاصی از سوی اکثریت مردم می شود.اجرا و انجام این سلسله اقدامات و عملیات که منتج به این نتیجه گردد، اصطلاحاْ برگزای انتخابات نامیده می شود. در همین رابطه دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران، در تاریخ جمعه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی، برابر با ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ میلادی، برگزار شد.


معیارهای انتخابات آزاد

 

حق حاکمیت در هر کشور تنها می‌تواند برآمده از خواست مردم آن کشور باشد که در انتخابات راستین، آزاد، و منصفانه ــ که بطور دوره‌ای برگزار می‌شود ــ و مبتنی بر حق رأی همگانی، برابر، و مخفی است بیان می‌گردد.


حقوق انتخاباتی

هر شهروند بزرگسال این حق را دارد که :

- در انتخابات، بدور از هرگونه تبعیض، رأی بدهد

- به یک پروسه‌ی نام نویسی کارآمد، بیطرف، و بدور از تبعیض دسترسی داشته باشد.

- در صورت سلب حق رای باید بتواند به یک سیستم رسیدگی به شکایات دسترسی داشته باشد.

- دسترسی برابر و موثر به حوزه‌ی رأی گیری موجود باشد.

- رأی هر فرد باید وزنی برابر با رأی دیگری داشته باشد.

- حق رأی دادن بطور مخفی بلاشرط است و نمیباید بهیچوجه محدود گردد.

حقوق کاندیداتوری

- هر کس حق دارد در اداره‌ی کشور خویش مشارکت داشته باشد و می‌باید از امکان برابر برای کاندیدا شدن در انتخابات برخوردار باشد.

- هر کس حق دارد برای کارزار انتخاباتی به عضویت حزب یا سازمانی سیاسی درآید، یا همراه با دیگران حزب یا سازمانی سیاسی را بوجود آورد.

- دسترسی برابر به رسانه ها ــ بویژه رسانه های اطلاع رسانی جمعی

- امنیت جانی و مالی کاندیدا ها می‌باید پذیرفته شده و تأمین گردد،

- برخورداری از حمایت قانون و جبران حقوق نقض شده هر کاندیدا در جریان انتخابات

- در صورت وجود شکایت ، دسترسی به یک هیئت رسیدگی که هم توانایی بررسی چنین تصمیماتی را دارد و هم بتواند اشتباهات را بلافاصله و بطور واقعی تصحیح نماید.

- کاندیداها باید حقوق و آزادی‌های دیگران را محترم شمارد.

- کاندیداها باید نتیجه‌ی انتخابات آزاد و منصفانه را بپذیرد.

 

 

اعلام نتایج و آغاز اعتراضات در ایران


در پی اعلام نتایج دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعلام پیروزی دوبارهٔ محمود احمدی‌نژاد که از سوی برخی از تحلیل‌گران سیاسی به‌عنوان کودتا نامیده شد، تظاهراتی در خیابان‌ها و میدان‌های تهران و همچنین شهرهای دیگر ایران، توسط هزاران تن از معترضان به نحوهٔ شمارش آرا و حامیان میرحسین موسوی، رقیب اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات، در تاریخ
۲۳ خرداد به راه افتاد. این اعتراضات که روزهای بعد نیز ادامه یافت با برخورد نیروهای پلیس ضد شورش و حامیان شبه‌نظامی حکومت در سپاه و بسیج روبرو شد؛ به‌طوری‌که شدت آن در تهران در دههٔ گذشته بی‌سابقه بود. در روز ۲۵ خرداد، حدود ۳ میلیون نفر از معترضان با حضور میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی در راهپیمایی بزرگی در خیابان‌های مرکزی تهران از میدان امام حسین تا میدان آزادی شرکت کردند که به بزرگ‌ترین راهپیمایی ضد دولتی از زمان انقلاب بهمن ۱۳۵۷ بدل شد.

دامنه اعتراضات به نتایج انتخابات به شهرهای دیگری همچون اصفهان، شیراز، اراک، ارومیه، گرگان، مشهد، اهواز، کرمانشاه، رشت، انزلی، تبریز، بندرعباس، آمل، یزد، زاهدان نیز گسترش یافت و مکرراً خیابانها و میادین اصلی این شهرها صحنه اعتراضات و زد و خورد نیروهای شبه نظامی و انتظامی با مردم بود، در این رهگذر هزاران شهروند معترض بازداشت و صدها تن کشته و زخمی شدند.

نیروهای نظامی و به خصوص شبه نظامی موسوم به بسیج یا لباس شخصی با خشونت بی حد و حصری عملا اصول اساسی قوانین جاری همچون اصل ۲۷ قانون اساسی را زیر پا گذارده و کمترین اعتراض مسالمت آمیز را با خشونت پاسخ گفتند، ابعاد دهشتناک خشونت ها اعتراضات جهانی را بر انگیخت.

 

 

قطع شبکه های ارتباطی و ممانعت از اطلاع رسانی


همزمان با آغاز رای گیری در ایران و قطع سرویس پیام کوتاه اختلال در ارتباط گیری و اطلاع رسانی آغاز شد و با اوج گرفتن اعتراضات اجتماعی در ایران دامنه بی سابقه ای یافت.

پیامک

سرویس ارسال پیامک از شب قبل از انتخابات ۲۲ خرداد از کار افتاد. شهروندان ایرانی که تا قبل از آن و در زمان تبلیغات انتخابات آمار ارسال پیام کوتاه‌شان به رقمی در حدود ۱۰۰ میلیون پیامک در روز رسیده بود، درست از شب قبل از انتخابات با قطع این سرویس خدماتی از سوی شرکت مخابرات ایران مواجه شدند. البته وزارت مخابرات بسیار با تاخیر اعلام کرد که این مساله مشکل فنی است و ربطی به مساله‌ی انتخابات و وقایع بعد از آن ندارد، اما آن چیزی که همه‌گان بر آن اتفاق نظر داشتند همین ربط این موضوع به مساله‌ی مخابرات بود. با توجه به اعتراض‌های گسترده‌ی سرانجام این سرویس از روز ۱۰ تیرماه بعد از تائید انتخابات توسط شوری نگهبان وصل شد که در اقدامی عجیب هر پیامک ارسالی تا چند مرتبه تکرار می شود و بعضی تحلیل گران بر این باورند این اقدامی است برای جبران خسارت هیجده روز قطعی این سرویس درآمد زا.

موبایل

تلفن‌های همراه هم مشکلی هم‌چون سرویس پیامک داشتند.. با شروع گسترده‌ی اعتراض‌های میلیونی مردم ایران و حضور آنان در خیابان‌ها مخابرات به طور کامل همه‌ی تلفن‌های همراه ایرانیان را از کار انداخت. مساله‌یی که در مورد آن هیج‌گونه اظهارنظری از سوی دولت مطرح نشد و آن‌ها از پاسخ‌گویی از آن تا کنون سر باز زده‌اند. در تمامی تجمعاتی که مردم ایران در خیابان‌ها برگزار می‌کردند تلفن‌های همراه قطع می‌شد. بسیاری بر این عقیده‌اند که این موضع به خاطر جلوگیری از گزارش دهی و اطلاع‌رسانی از اعتراض‌های مردمی ایران صورت گرفته است. حتا در تجمع مقابل مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان هر شهروندی که در حال صحبت با موبایل بوده است یا بازداشت شده یا مورد ضرب و شتم و برخورد توهین‌آمیز مامورین لباس شخصی قرار گرفته است. البته دامنه قطعی تلفنی در روزهای اخیر و در محل تجمعات به تلفن های ثابت نیز کشیده شد.

اینترنت و فیلترینگ

در حالی که در شب ۲۲ خرداد شمارش آرا آغاز شده بود و تلفن‌های همراه و سرویس پیامک از کار افتاده بود و فعالین سیاسی و مدنی یک به یک بازداشت می‌شدند، بسیاری از سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها به محاق فیلتر رفتند و در عرض یک شب صدها سایت و وبلاگ از سوی کمیته‌ی فیلترینگ مورد فیلتر قرار گرف ت، سایت‌های حامی مهدی کروبی و میرحسین موسوی و محسن رضایی و وبلاگ‌های هواداران آن‌ها اولین پای‌گاه‌های اینترنتی بودند که فیلتر شدند و از دسترس همه‌گان خارج شدند. قلم‌نیوز، آینده‌نیوز، سحام‌نیوز، عصر ایران، سایت شخصی محسن رضایی از جمله سایت‌هایی بودند که مورد فیلترینگ قرار گرفتند. شبکه‌های اجتماعی که با توجه به بازداشت گسترده‌ی رزونامه‌نگاران و توقیف مطبوعات و فیلترینگ به محلی مهم برای اطلاع‌رسانی قرار گرفته‌بودند نیز فیلتر شدند. یاهو مسنجر، فیس بوک، توییتر و یوتیوپ از این دست شبکه‌ها بودند. هم‌زمان با این فیلترینگ گسترده سرعت اینترنت نیز در ایران به شدت کاهش پیدا کرد و پهنای باند اینترنت در ایران بسیار کم شد. در این میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب شبکه‌ی گرداب دست به انتشار بیانیه‌هایی تهدیدآمیز نسبت به کسانی که مشغول اطلاع‌رسانی و بیان رویدادها بودند پرداخت و حتا در بیانیه‌یی عجیب از کار افتادن بسیاری از سایت‌ها را به سرویس دهنده‌گان آمریکایی نسبت داد.


حملات اینترنتی

با شروع فیلترینگ در ایران و بستن راه‌های اطلاع‌رسانی حملات اینترنتی به پایگاه‌های خبری از سوی فیلتر کننده‌گان در دستور کار قرار گرفت. شدت حملات این گروه به قدری زیاد بود که بسیاری از سایت‌های اینترنتی از کار افتاد و کسی نمی‌توانست از آن‌ها استفاده کند. در پی این اقدام مردم معترض به نتیجه‌ی انتخابات دست به اقدام متقابل زدند و خبرگزاری‌های هم‌سو با دولت که از بودجه‌ی عمومی استفاده می‌کنند هم‌چون فارس و ایرنا را مورد هدف قرار دادند. وب‌سایت هرانا خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران از جمله سایت‌های بود که مورد حمله قرار گرفت و هک شد.

توقیف و سانسور نشریات

محدودیت رسانه‌یی در همه‌ی ابعاد آن از شب ۲۲ خرداد آغاز شد. توقیف و سانسور مطبوعات هم از مهم‌ترین مسائل دنبال شده از سوی دولت بود. توقیف روزنامه‌ی کلمه‌ی سبز و سانسور دیگر مطبوعات و فشار بر روی آن‌ها روزنامه‌نگاران‌شان از جمله اقدامات انجام شده از سوی دولت بود. حتا روزنامه‌ی اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی و کروبی یکی از کاندیدهای اصلاح‌طلب فردای انتخابات صفحه‌ی اول خود را سفید گذاشت و دلیل آن را عدم اجازه‌ی برای منتشر کردن بیانیه‌ی کروبی در مورد نتایج انتخابات عنوان کرد. بازداشت روزنامه‌نگاران از همان شب ۲۲ خرداد آغاز شد و ده‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار بازداشت و روانه‌ی زندان شدند. احمد زیدآبادی، محمد قوچانی، کامبیز نوروزی، عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، ،کیوان صمیمی بهبهانی،بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی،مصطفی قوانلو قاجار سمیه توحیدلو ،محمد عطریانفر، شکوفه آذر سعید لیلاز، محمد قوچانی، علی مزروعی، ژیلا بنی یعقوب ،بهمن احمدی امویی از جمله روزنامه‌نگارانی هستند که بازداشت شده‌اند. این مسئله تا آنجا گسترش یافت که سازمان گزارشگران بدون مرز ایران را بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان عنوان کرد.

اختلال در تماس های برون مرزی

با توجه به سیاست عدم اطلاع‌رسانی وقایع جاری در ایران از سوی دولت در تماس‌های برون مرزی هم شهروندان ایرانی با مشکل مواجه بودند و شاهد اختلال‌های وسیع در ایران. کسانی هم که با ایران تماس می‌گرفتند و یا بالعکس در بسیاری موارد موفق به ایجاد این ارتباط نمی‌شدند.

اخراج روزنامه نگاران خارجی و محدودیت سایرین

در همان روزهای اول بعد از ۲۲ خرداد خبرنگاران خارجی تهدید به خروج از ایران شدند و به آن‌ها گفته شد که هر چه سریع‌تر از ایران خارج شوند. تا کنون دو تن از خبرنگاران خارجی بازداشت و روانه‌ی زندان هم شده‌اند. این دو از رونامه‌ی واشنگتن تایمز و هفته نامه‌ی نیوزوویک بوده‌اند. بسیاری از آنان بعد از خروج از کشور افشا کردند که تهدید جانی شده‌ بودند که اخبار غیر واقعی ار از ایران منتشر کنند. دولت در طی روزهای اخیر بسیاری از رسانه‌های خارج از ایران را به دخالت داشتن در آن چیزی که اغتشاش‌های ایران می‌خواندد متهم کرده است. این در حالی است که آنان هر گونه راه اطلاع‌رسانی صحیح برای ایرانیان و جهانیان را بسته است و سعی در بستن راه‌های بیش‌تری دارند.

 

 

حمله به دانشگاهها


پس از اعلام نتایج انتخابات، همزمان با موج اعتراضات خودجوش مردمی در تهران و دیگر شهرهای بزرگ کشور، اعتراضات دانشجویی-مردمی در دانشگاههای مختلف کشور آغاز شد. همزمان نیروهای امنیتی و انتظامی نسبت به سرکوب جامعه معترض دانشجویی در سراسر کشور اقدام نمودند. در این رهگذر سه برخورد خونین با دانشجویان صورت گرفت.

کوی دانشگاه صنعتی اصفهان

در پی اعتراض جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به نتایج انتخابات در اواخر روز ۲۳ خرداد و اوایل بامداد ۲۴ خرداد نیروی انتظامی با ارسال تعداد زیادی از نیروهای ضد شورش مبادرت به ضرب وشتم شدید دانشجویان نمود.در این اقدام صدها نفر از دانشجویان به شدت زخمی شدند و وسائل شخصی انها توسط مهاجمین تخریب شد.همچنین ۱۴۰ نفر بازداشت. در پی این حوادث شورای دانشگاه امتحانات را به مدت ۱۷ روز به تعویق انداخت.گفتنی است رئیس دانشگاه خسارت وارد شده را حدود بیست وپنج میلیارد ریال اعلام کرده‌است.

کوی دانشگاه تهران

نیرویهای پلیس و لباس شخصی در تاریخ ۲۵ خردادماه به کوی دانشگاه تهران یورش برده و به ضرب و شتم شدید و مجروح‌کردن دانشجویان پرداختند. در جریان تلاش نیروهای انصار حزب‌الله و گارد ویژه برای ورود به کوی دانشگاه تهران، بیش از پانزده نفر از دانشجویان تنها به علت اصابت گلوله به شدت مجروح شدند. پس از آن با حمله نیروهای لباس شخصی و انصار حزب‌الله به تجمع دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران، دانشجویان ساکن کوی در اثر اصابت گلوله، زنجیر، چاقو، باتوم و چماق به شدت مجروح شدند. نیروهای امنیتی که دور تا دور کوی را از شب تحت اختیار داشتند، چند بار برای ورود به کوی تلاش کردند که این تلاش با مقاومت دانشجویان ناکام مانده بود. اما پس از آغاز حملهٔ نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه که با پرتاب نارنجک صوتی، گاز اشک‌آور و تیراندازی زمینی به تمام درهای کوی دانشگاه همراه بود، توانستند وارد کوی دانشگاه شوند و

کوی دانشگاه شیراز

کوی دانشگاه شیراز نیز در روز ۲۵ خردادماه مورد حمله قرار گرفته بود که به گفته منابع دانشجویی به قتل چند دانشجو و مفقود و بازداشت شدن صدها دانشجوی دیگر انجامید. در این حمله خسارات هنگفتی به خوابگاههای دانشجویان و دانشگاه وارد شد.

سایر دانشگاهها

دانشگاه نوشیروانی بابل، دانشگاه مازندران، دانشکده نفت اهواز، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه زاهدان، دانشگاه بوعلی همدان، دانشگاه تبریز منجمله دانشگاههای دیگر در کشور هستند که صحنه اعتراضات دانشجویی و برخوردهای امنیتی با آنان بود، لازم به ذکر است کماکان در بعضی از دانشگاههای مورد اشاره همچنان دانشجویان بازداشتی یا تحت پیگرد وجود دارد.

 

 

برخوردها / آمارها


 

اعتراف گیری و پخش

تا کنون اعترافات دو روزنامه نگار به نامهای امیر حسین مهدوی و مازیار بهاری (خبرنگار ایرانی کانادایی شبکه چهار انگلیس و نیوزویک) به صورت عمومی منتشر شده است.

نظر به سوابق دستگاه امنیتی در ایران و مدعیات افرادی که پیش تر اعترافاتی به شکل مذکور از آنان منتشر شده بود و تاکید بر اینکه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعترافات غیر حقیقی شده بودند، سازمانهای مدافع حقوق بشر نسبت به خطر شکنجه زندانیان برای اخذ اعترافات غیر حقیقی هشدار داده اند.

منابع مطلع از فشار و شکنجه فعالان برجسته اصلاح طلب ایران به قضد اخذ اقاریر غیر واقعی خبر می دهند و عنوان می دارند به زودی این سناریو قربانیان بیشتری خواهد گرفت.


برخوردهای فله ای و جمعی

مهمترین برخوردها و بازداشت های جمعی به روایت اسناد را میتوان به شرح ذیل اعلام کرد :

۲۳ خرداد - در حمله به خواب گاه‌های دانش‌گاه صنعتی اصفهان:‌نیروهای یگان ویژه و انصار حزب الله، بیش از ۶۰ نفر از دانشجویان را بازداشت و توسط دو دستگاه اتوبوس به مکان نامعلومی منتقل کردند.

۲۴ خردادماه - سردار احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد ۱۷۰ نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات اعتراض دستگیر شده اند و تعدادی از طراحان اصلی تحت تعقیب هستند.

۲۵ خردادماه- نیروهای نظامی و امنیتی به تجمع مردم در زاهدان حمله کرده و دهها نفر را بازداشت کردند.

۲۵ خردادماه- بنا به اخبار رسیده از تبریز نیروهای امنیتی روز دوشنبه ۲۵ خردادماه با مراجعه به خوابگاه های دانشجویان دختر و پسر داخل دانشگاه تبریز حدود ده تن از دانشجویان این دانشگاه را بازداشت و با مینی بوسی به مکانی نامعلوم منتقل کردند.

۲۶ خردادماه - بیش از ۱۵۰ دانشجوی متحصن دانشگاه مازندران توسط نیروهای امنیتی با ضرب و شتم بازداشت شدند. نیروهای بسیج و مامورین امنیتی لباس شخصی مسلح به باتوم، قمه و چوب دستی به تناوب به دانشگاه حمله می کردند.

۲۷ خردادماه - یحیی میرزا محمدی دادستان تبریز اعلام کرد: ۵۰ الی ۶۰ نفر از مردم شرکت کننده در راهپیمایی به اتهام اخلال در نظم عمومی تجمع غیر قانونی و برهم زدن نظم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

۲۷ خردادماه - محمدرضا حبیبی دادستان اصفهان گفت : ۲۰۰ نفر از مردم شرکت کننده در اعتراضات توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

۲۷ خردادماه - جعفر گل محمدی دادستان زنجان گفت : ۳۰ نفر از مردم شرکت کننده در اعتراضات توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

۲۷ خرداد - بر اثر تیراندازی مامورین امنیتی به راهپیمایی اعتراض مردم در اصفهان ۴۵ نفر مجروح و یک نفر بنام " حسین الف " کشته شد. مجروحان به علت اصابت ساچمه و باتوم که اکثرا به چشم و یا سر آنها اصابت کرده، در بیمارستان شریعتی بستری می باشند.

۲۷ خردادماه - در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران ۲۰۰ دانشجو بازداشت شده‌اند. یک مقام‌ دانشگاه تهران به خبرگزاری مهر گفته‌است که ۸۰ تن از این دانشجویان آزاد شده‌اند.

۲۸ خردادماه - گزارش‌های رسیده از شهر تبریز نیز از بازداشت بیش از ۱۰۰ نفر از شخصیت‌های برجسته مدنی این شهر خبر می‌دهد.

۲۸ خردادماه - ایسنا از بازداشت هفت نفر در تجمعات اخیر زنجان خبر داده‌است. جعفر گل‌محمدی، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان به ایسنا گفته‌است که در طول هفته گذشته ۲۳ نفر دستگیر شده بودند که اکثر آنها با اخذ تعهد آزاد شده‌اند.

۲۸ خردادماه - گزارش‌ها حاکی از بازداشت ۲۰ دانشجو در همدان است. یک عضو کمیته روابط عمومی ستاد دانشجویی کل کشور مهدی کروبی، این خبر را تأئید کرده‌است.

۲۸ خردادماه- در جریان اعتراضات روز سه‌شنبه دانشجویان دانشگاه مازنداران در حدود ۱۰۰ دانشجو بازداشت شدند. گفته می‌شود ۱۱ دانشجوی این دانشگاه همچنان در بازداشت هستند.

۲۹ خردادماه - امیرالله شمقدری سرپرست معاونت امنیتی و انتظامی استانداری خراسان رضوی اعلام کرد : ۸۶ نفر از مردم شرکت کننده در راهپیمایی اعتراض توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.

۲۹ خردادماه - ۱۵۰ دانشجوی دانشگاه سمنان پس از تجمع اعتراضی بازداشت شدند.

۲۹ خردادماه - ذبیح الله خدائیان رئیس کل دادگستری استان لرستان اعلام کرد : تعدادی از مردم شرکت کننده در راهپیمایی اعتراضی توسط مامورین اداره اطلاعات و نیروی انتظامی در خرم آباد بازداشت شدند.

۳۱ خردادماه - سردار احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد: ۴۵۷ نفر از شرکت کنندگان در تظاهرات اعتراضی روز ۳۰ خرداد دستگیر شده اند و تعدادی از طراحان اصلی تحت تعقیب هستند.

۳۰ خردادماه - فرمانده کل ناجا از زخمی شدن ۴۰۰ پرسنل خود در طی درگیریها تا تاریخ ۲۹ خرداد خبر داد

۳۱ خردادماه - سردار احمد رضا رادان معاون فرماندهی نیروی انتظامی خبر کشته شدن ۱۰ نفر و مجروح مصدوم شدن ۱۰۰ نفر را تایید کرد.

۱ تیرماه - نیروهای امنیتی با حمله با دفتر روزنامه «کلمه سبز»، به صاحب امتیازی میرحسین موسوی ۲۵ نفر از کارکنان این روزنامه را بازداشت کردند.

۳ تیر - عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار ۷۰ نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.

۴ تیرماه : فرمانده سپاه سیدالشهدای استان تهران :قریب به ۳۰۰ نفر از جان‌برکفان بسیجی به شدت زخمی شدند و هم‌اکنون در بیمارستان‌ها در حال مداوا هستند و ۸ نفر از بسیجیان قهرمان نیز در این حادثه تلخ به درجه رفیع شهادت نائل شدند

۶ تیرماه - بیش از ۲۰ نفر از زنانی که روز گذشته، ششم تیرماه در اعتراض به بازداشت‌های اخیر و خشونت‌های اعمال شده علیه معترضان، در پارک لاله تهران گرد هم آمده بودند، از سوی نیروی انتظامی دستگیر شدند.

۱۰ تیرماه - فرمانده نیروی انتظامی روز چهارشنبه اعلام کرد که در رویدادهای پس از انتخابات ۱۰۳۴ نفر به دست نیروهای ناجا دستگیر شده‌اند و دیگر دستگیری‌ها از سوی بسیج و نیروهای اطلاعات بوده است.

۹ تیر - دادستان اصفهان از آزادی ۲۸۰ نفر از بازداشت‌شدگان در ناآرامی‌های اخیر خبر داد. محمدرضا حبیبی در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقی ایسنا، اظهار کرد: حدود ۲۸۰ نفر که دارای اتهام اخلال در نظم عمومی بودند با اخذ تامین مناسب آزاد شدند.

۱۰ تیرماه - فرمانده ناجا کشته شدن ۲۰ نفر را که وی آنها «اغتشاشگر »خواند تایید کرد.


جان باختگان غیر نظامی

به دلیل شرایط امنیتی و ممعانت دولت از گردش آزاد اطلاعات و همچنین گستردگی بی سابقه نقض حقوق بشر در ایران در طی روزهای اخیر، عملا امکان ارائه لیست و آماری جامع و مستدل در خصوص جان باختگان وقایع اخیر وجود ندارد، اما منابع دولتی بر اساس اعلامهای مختلف حداکثر جان باختگان را ۲۰ شهروند و ۸ شبه نظامی(بسیجی) عنوان داشته اند اما منابع غیردولتی این آمار را تا ۲۱۰ شهروند عنوان می نمایند.

اکثر خانواده های جان باختگان برای برگزاری مراسم ترحیم و تدفین با محدودیتهای عدیده ای از سوی نهادهای امنیتی روبه شدند و در بعضی از موارد گزارش شده است برای تحویل دادن جسد از خانواده های داغدار طلب پول شده بوده است. دولت و نهادهای مربوطه برای پیگرد عوامل دخیل در کشتار مردم بی دفاع اقدام مثبتی را سامان ندادند و کشته شدگان را اغتشاشگر خواندند.

تعدادی از اسامی جان باختگان به شرح ذیل است :

۱/ حسین طهماسبی، ۲۵ ساله در جریان تجمعات اعتراضی روز دوشنبه ۲۵ خرداد ماه در خیابان نوبهار کرمانشاه مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده جان خود را از دست داد.

۲/ بهمن جنابی ۲۰ ساله، شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ - تهران

۳/ مهدی کرمی ۲۵ ساله، ۲۵ خردادماه، محل فوت تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، اصابت گلوله به گلو.

۴/ ندا آقا سلطان، ۲۷ ساله، دانشجوی فلسفه، ۳۰ خردادماه، محل فوت خیابان کارگر شمالی، تقاطع خیابان شهید صالحی و کوچه خسروی، به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب .

۵/ ناصر امیرنژاد، ۲۶ ساله، اهل یاسوج، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا، تاریخ ۲۵ خردادماه در ابتدای خیابان محمد علی جناح در تیراندازی نیروهای بسیج به قتل رسید.

۶/ فاطمه رجب پور، ۳۸ ساله ، به قتل رسیده در تاریخ ۲۵ خردادماه در خیابان محمدعلی جناح.

۷/ سرور برومند، ۵۸ ساله، به قتل رسیده در تاریخ ۲۵ خردادماه در خیابان محمدعلی جناح.

۸/ محمد حسین برزگر ۲۵ ساله دیپلم شغل آزاد به دلیل اصابت گلوله به سر در تاریخ چهارشنبه ۲۷ خرداد در میدان هفت تیر جان باخت و در یکشنبه ۳۱ خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شد

۹/ سید رضا طباطبایی ۳۰ ساله لیسانس حسابداری ، کارمند به دلیل اصابت گلوله به سر در ۳۰ خرداد در خیابان آذربایجان جان باخت و چهارشنبه ۳ تیر بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ۲۵۹ به خاک سپرده شد.

۱۰/ ایمان هاشمی ۲۷ ساله شغل آزاد به دلیل اصابت گلوله به چشم شنبه ۳۰ خرداد در خیابان آزادی جان باخت و چهارشنبه ۳ تیر در قطعه ۲۵۹ به خاک سپرده شد

۱۱/ . پریسا کلی ۲۵ ساله فارغ التحصیل رشته ادبیات به دلیل اصابت گلوله به گردن در یکشنبه ۳۱ خرداد در بلوار کشاورز جان باخت و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۵۹ به خاک سپرده شد

۱۲/ محسن حدادی ۲۴ ساله برنامه نویس کامپیوتر شنبه ۳۰ خرداد به دلیل اصابت گلوله بر پیشانی در خیابان نصرت جان باخت و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۶۲ به خاک سپرده شد.

۱۳/ محمد نیکزادی ۲۲ ساله فارغ التحصیل عمران در سه شنبه ۲۶ خرداد به دلیل اصابت گلوله به سینه در میدان ونک جان باخت و شنبه ۳۰ خرداد در قطعه ۲۵۷ به خاک سپرده شد.

۱۴/ علی شاهدی ۲۴ ساله بعد از دستگیری و انتقال به کلانتری در تهرانپارس یکشنبه ۳۱ خرداد به دلایل نامعلوم در کلانتری جان باخت پزشکی قانونی علت مرگ وی را نامشخص اعلام کرده اما خانواده وی معتقدند به علت ضربات باتوم در کلانتری به قتل رسیده است، وی ۴ تیر در قطعه ۲۵۷ به خاک سپرده شد.

۱۵/ واحد اکبری ۳۴ ساله شغل ازاد و متاهل دارای یک دختر ۳ ساله در شنبه ۳۰ خرداد به دلیل اصابت گلوله به پهلو در خیابان ونک جان باخت و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۶۱ به خاک سپرده شد.

۱۶/ ابوالفضل عبدالهی ۲۱ ساله فوق دیپلم برق ۳۰ خرداد در مقابل دانشگاه صنعتی شریف به دلیل اصابت گلوله به پشت سرجان باخت و سه شنبه ۲ تیر در قطعه ۲۴۸ به خاک سپرده شد.

۱۷/ سالار طهماسبی ۲۷ ساله دانشجوی کارشناسی مدیریت بازرگانی رشت شنبه ۳۰ خرداد در خیابان جمهوری به دلیل اصابت گلوله به پیشانی جان باخت ودوشنبه ۲ تیر در قطعه ۲۵۴ به خاک سپرده شد.

۱۸/ فهیمه سلحشور ۲۵ ساله دیپلم یکشنبه ۲۴ خرداد به دلیل اصابت باتوم به سر و خونریزی داخلی در میدان ولی عصر بعد از انتقال به بیمارستان در تاریخ ۲۵ خرداد جان باخت و ۲۷ خرداد در قطعه ۲۶۶ به خاک سپرده شد.

۱۹/ وحید رضا طباطبایی ۲۹ ساله لیسانس زبان انگلیسی چهارشنبه ۳ تیر در بهارستان به دلیل اصابت گلوله به سر جان باخت و ۶ تیر در قطعه ۳۰۸ به خاک سپرده شد.

۲۰/ کیانوش آسا دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشیمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ایران در جریان تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ خرداد ماه میدان آزادی تهران در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی جان خود را از دست داد، وی پس از انتقال به کرمانشاه در آن شهر دفن شد.

۲۱/ اشکان سهرابی، نوجوان ۱۸ ساله، دانش آموز، شنبه ۳۰ خرداد ماه بر اثر اصابت گلوله ای که از سوی نیروهای امنیتی و بسیج شلیک شد، در گذشت. محل جان باختن وی حدفاصل تقاطع رودکی وسرسبیل بود.

۲۲/ فرزاد جشنی فرزند سید جافر ، اهل آبدانان از توابع استان ایلام، محل جان باختن تهران، ۳۰ خردادماه

۲۳/ مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، اهل مشهد، زمان فوت ۲۵ خردادماه در کوی دانشگاه تهران به وسیله نیروهای لباس شخصی .

۲۴/ نادر ناصری، ۳۰ خردادماه، خیابان خوش، محل دفن بابل

۲۵/ مسعود خسروی، ۲۵ خردادماه، میدان آزادی، مدفون در بهشت زهرا

۲۶/ مسعود هاشم زاده، ۳۰ خرداد ماه ، تهران، محل دفن شمال کشور

۲۷/ ایمان نمازی دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران، ۲۵ خردادماه ، کوی دانشگاه

۲۸/ کاوه علی پور، ۱۹ ساله، شنبه ۳۰ خردادماه ، تهران

۲۹/ اسامی شش شهروند جان باخته دیگر عبارت است از شیلر خضری، میدان بهارستان، مبینا احترامی و فاطمه براتی و آقایان کسری شرفی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی، کوی دانشگاه ۲۵ خردادماه (نیازمند منابع بیشتر)

 

 

 

 

 

 

سرگذشت يک بازداشتى در شيراز



اين گزارش دريافتى را بدون کوچکترين تغييرى جهت اطلاع عموم منتشر ميکنيم.بدون ترديد اين رويداد موردى نبوده و عموميت دارد. جمهورى اسلامى را بهتربشناسيد و در دفاع از دستگيرشدگان بپاخيزيد



شیراز، سه‌شنبه، ۹ تیرماه ۸۸:


حدود ده و نیم بود که از پنجره‌ی مغازه دیدمش. از دور می‌شد تشخیص داد که بازداشت بوده و تازه آزاد شده. تمام صورتش کبود بود، دندان‌هایش را شکسته بودند و دور چشم‌هایش باد کرده بود به طوری که به سختی می‌توانست بازشان کند. بعد از آزاد شدن مستقیم رفته بود خانه ولی پدرش راهش نداده بود. گفته بود: «دیگر جایت توی این خانه نیست.» نگفته بود که بهش تجاوز کرده‌اند. فقط گفته‌ بود که دو هفته بازداشت بوده. من هم اول متوجه نشدم. به من چیزی نگفت، تا این‌که دکتر تشخیص داد و خودش هم تأیید کرد.


هیچ‌کس توی خانواده‌اش مدرسه نرفته. مادرش مرده ولی چندتا خواهر و برادر دارد. به او حسودی می‌کنند چون دیپلمش را رفته. آدمی است خیلی معمولی،‌ دوست‌دختر دارد، هجده سالش است و چهارشانه است و قدبلند. قبلش اهل سیاست هم نبود.‌ موقع انتخابات آمد از من پرسید که به نظرم به چه کسی رأی بدهم. به من اعتماد دارد. پدرش طرفدار احمدی‌نژاد است و یک سال است که به او می‌گوید منافق.


در یکی از شهرستان‌های اطراف شیراز مغازه دارم. امروز صبح زود ازبازداشتگاهی در مرکز شهر آزاد شد. خودت می‌دانی کجاست. مسافت زیادی را پیاده آمد تا رسید به ستاد، بعد تاکسی گرفت و به تاکسی گفت که پول ندارد.تاکسی هم او را تا ترمینال آورد. بعد سراغ راننده‌ای رفت که می‌شناخت او هم بی‌آن‌که پولی بگیرد آوردش تا همین شهر ما.

روی صندلی افتاد. سؤال‌ها را من شروع کردم. آری، بازداشت بوده. اولین چیزی که گفت این بود که جایی را ندارد برود. آیا می‌تواند یکی دو روزی پیش من بماند؟ گفتم اگر می‌تواند یکی دو ساعت صبر کند تا بعد با هم به خانه برویم. موافقت کرد. به یکی از دوستان پزشکم زنگ زدم تا بیاید خانه او را ببیند. بعد بردمش خانه

.

کتف و بازویش پارگی داشت. زخم بود. صورتش هم علاوه بر کوفتگی زخم شده بود. استخوان‌هایش نشکسته بود ولی تمام بدنش ضرب دیده بود. می‌خواستم از او عکس بگیرم که نگذاشت. دکتر گفت تنها چهارتا از دندان‌هایش سالم مانده، بقیه‌اش شکسته. نمی‌شد حرف‌هایش را فهمید. آن‌وقت دکتر توضیح داد چه اتفاقی افتاده. پارگی مقعد داشت و دکتر احتمال خونریزی روده‌ی بزرگ می‌داد. گفت باید به سرعت ببریمش بیمارستان. گفت برایش بدن باقی نگذاشته‌اند، این دیگر آدم بشو نیست.



دکترش آدم ترسویی است ولی تمام روزش را صرف او کرد. هرکه بود از دیدن صحنه شوکه می‌شد.


در بیمارستان به اسمی دیگر پذیرفتندش. دفترچه‌ی بیمه‌ی کس دیگری را نشان دادیم. پرستارها گریه می‌کردند، به خصوص دوتایشان که مرتب می‌پرسیدند کدام حیوانی او را به این روز انداخته. چهارساعت بی‌هوش بود، آرام‌بخش که تزریق کردند به هوش آمد. همراهان سایر مریض‌ها جمع شده بودند ببینند چه بلایی سرش آمده.


بعد به هوش آمد. کاملاً درهم شکسته بود. می‌گفت پول‌تان را برای من دور نریزید، وقتی از بیمارستان مرخص بشوم خودم را می‌کشم. بیشتر از همه از این ناراحت بود که نتوانسته در کنکور شرکت کند.


دوشنبه دو هفته پیش گرفته بودندش. جمعی از جوان‌های درشت‌اندام سپر انسانی دور تظاهرات‌کنندگان تشکیل داده بودند. او هم یکی از آن‌ها بوده. می‌گفت توانسته چندتا از یگان‌های ویژه را بزند. آن‌ها را به درون جمعیت می‌کشیده‌ و کتک‌شان می‌زده‌اند. ولی گوشه‌ای گیرش آورده‌اند و روی سرش ریخته‌اند.


«
مرا تا شب توی ماشین حبس کرده بودند. بعد منتقلم کردند به سلول انفرادی. دو روز در سلول انفرادی بودم. مرتباً بازجویی‌ام می‌کردند، کتک‌ام می‌زدند و از سقف آویزانم می‌کردند. بهش می‌گویند جوجه‌کباب. دست و پای آدم را به هم می‌بندند و از سقف آویزان می‌کنند، بعد می‌چرخانندت و با کابل می‌زنند. می‌گفتند اگر همکاری نکنی جوجه‌کباب‌ات می‌کنیم.


«
روزی یک وعده غذا می‌دادند و آب گرم برای نوشیدن. سیلی مکرر جزو مجازات‌ها بود. در بازجویی‌ها مرتباً می‌پرسیدند که آیا از خارج دستور گرفته‌ام؟ بعد مرا پیش قاضی بردند که قرار بود حکم نهایی را صادر کند. مرا به دو میلیون و پانصد هزار تومان جریمه محکوم کرد و دوسال زندان تعلیقی و تعزیری. گویا تمامش ظاهرسازی بود. فکر کردم از بازداشتگاه می‌برندم زندان. ولی مرا به جایی فرستادند که اسمش را گذاشته‌اند «اتاق گردن‌کلفت‌ها». چند جوان دیگر هم به سن و سال من آنجا بودند. از یکی از مأمورها پرسیدم که چرا مرا به زندان نفرستاده‌اند. گفت هنوز چند روزی باید مهمانمان باشی.


«
در حین بازجویی از من خواستند که تعهد بدهم و اعتراف کنم. نکردم. گفتند «از دوستان‌ات بپرس که با کسانی که همکاری نمی‌کنند چه کار می‌کنیم.»‌ بقیه را هم دوشنبه بیست و پنجم گرفته بودند.

 نگران بودم که نکند مردم از خیابان‌ها رفته باشند و تظاهرات ساکت شده باشد. با هم‌سلولی‌هایم مشورت کردم چه کار کنم. هیچ‌کس نظری نداشت. وسوسه شدم اعتراف کنم ولی نکردم. از روز سوم دوباره شروع کردند به کتک زدن. روز بعد،‌ دوباره بازجویی کردند و ریختند روی سرم. اصرار داشتند که از خارج دستور می‌گرفته‌ام. من هم می‌گفتم که صرفاً به رأیم اعتراض داشته‌ام. شنبه یا یکشنبه (روز پنجم یا ششم) بود که برای اولین بار به من تجاوز کردند. سه چهار مأمور درشت‌هیکل که قبلاً ندیده بودیم وارد شدند. گفتند «ما با گردن‌کلفت‌ها جور یگریرفتار می‌کنیم.» بعد سروقت من آمدند و شروع کردند به پاره کردن لباس‌هایم. فهمیدم چه قصدی دارند و سعی کردم از خودم دفاع کنم. دونفرشان مرا روی زمین خواباندند و نفر سوم کارش را کرد. آن‌هم در مقابل سایر بازداشت‌شدگان. آن‌ها هم کاری از دست‌شان برنمی‌آمد. نمی‌توانستم ببینم‌شان اما شنیدم که تحرکی کردند و کتک‌شان زدند. چهار پنج دقیقه بیشتر طول نکشید. به هم‌سلولی‌هایم گفتند «ببینید ما با گردن‌کلفت‌ها چه کار می‌کنیم.»‌ بعد رفتند.

«هم‌سلولی‌هایم به خصوص یکی‌شان که سن‌اش بیشتر بود مرا دلداری می‌دادند. می‌گفتند کسی با این کار شخصیت‌اش خرد نمی‌شود. می‌گفتند باید پیه‌اش را به تن‌ات می‌مالیدی.


«
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم واقعاً چنین کاری بکنند. شنیدن‌اش خیلی فرق دارد با این‌که ببینی دارد چه به سرت می‌آید. به‌خصوص من که همیشه خودم را قوی می‌دانستم.

«
در روزهای بعد این کار را با دو هم‌سلولی دیگر هم کردند. بعدش دیگر روال عادی شد و هر روز این کار را می‌کردند. مردی که بار اول این کار را با من کرده بود یکبار گفت «من باز هوس این خوشگل را کرده‌ام» ولی دیگران به او یادآوری کردند که «نه، به نوبت.» آن‌قدر ضعیف شده بودیم و کتک خورده بودیم که کاری از دست‌مان برنمی‌آمد. اولین‌بار که این کار را با کسی دیگر کردند سعی کردم واکنشی نشان بدهم ولی چنان کتکم زدند که باقی‌اش را یادم نمی‌آید. آن‌گاه دوباره منتقلم کردند به سلول انفرادی.


«
بازجویی‌ها دوباره شروع شد. در سه روز قبل بازجویی در کار نبود، فقط کتک می‌زدند. می‌گفتند «حالا آدم شدی؟ فهمیدی ما با گردن‌کلفت‌ها چه کار می‌کنیم؟ اگر آدم نشوی می‌فرستیم‌ات عادل آباد بند بچه‌بازها که هرروزت همین باشد.»‌آن‌قدر ضعیف شده بودم که نمی‌دانستم چه جوابی بدهم. آن‌وقت گفتند باید رابط‌هایت را افشاء کنی. گفتم رابطی ندارم و خبر تظاهرات را از روی اینترنت گرفته‌ام  و به نظرم کار درستی آمده و شرکت کرده‌ام. آن روز شلواری به من دادند چون شلوار خودم دیگر قابل استفاده نبود.

همین رویه ادامه داشت تا امروز صبح که آزد شدم. بعضی وقت‌ها دوبار در روز این کار را می‌کردند. سه‌شنبه حتا یادم نمی‌آید که چه کار کردند.

«اما این را می‌دانم که از کارشان لذت می‌بردند و قصدشان فقط شکنجه‌ی من نبود. احتمالاً به همین دلیل هم مرا از دیگران جدا کردند. از من خوش‌شان آمده بود. به غیر از یکی‌شان، بقیه‌شان درشت‌هیکل بودند. در هفته‌ی آخر، دیگر بازجویی و کتک زدن در کار نبود. فقط تجاوز می‌کردند و سلول انفرادی

این چیزهایی است که او تعریف کرده. ولی نه به این صورت. باید جاهای خالی اش را با حدس و گمان پر می‌کردم و از او می‌پرسیدم تا تأیید کند. رنج جسمی و روانی فراوانی برد تا این‌ها را تعریف کند و در میانش می‌زد زیر گریه. از او خواستم که این کار را بکند شاید سودی به حال کسانی داشته باشد که به وضعیت مشابهی دچارند.

 

 

 

 

 

بازگشت