اعلاميه چهارم جمعي از خانواده هاي جان باختگان دهه 60 - نگذاريم تاريخ تكرار شود

 

سي و يك سال پیشجنبش آزاديخواهي، برابريطلبي و عدالتجويي مردم ايران با حضور همه مردم و همچنين تمامي سازمانها و تشكلهاي سياسي، اجتماعي و آزادي خواه، چه مذهبي و چه غيرمذهبي در كنار يكديكر با حكومت به مبارزه پرداختند و آن را به زير كشيده و خواهان تغيير حكومت از پادشاهي به جمهوري شدند. ولي اين جنبش با سوء استفاده از اعتقادات مذهبي مردم از طرف رهبران مذهبي مصادره شد و با يك رأيگيري " آري يا نه " به جمهوري اسلامي تبديل شد. خميني كه رهبري جنبش را به دست گرفته بود قبل از ورود به ايران در سخنرانيهاي خود در نوفل لوشاتو شاه را به دليل سلب آزادي بيان و تبعيضهاي فراوان در بین اقشار و طبقات مختلف مردم محكوم کرده و ادعا ميكرد كه دولتي دموكراتيك ايجاد خواهد كرد. او صحبت از آزادي بيان و عقيده حتي براي كمونيستها مي كرد، صحبت از تساوي حقوق زنان و مردان ميكرد، صحبت از راديو و تلويزيون آزاد ميكرد، او مدعي بود كه در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و اعلام داشت كه خود من از همان ابتدا به حجرهتدریس خود در قم برخواهم گشت.

نتيجه اين اعتماد و هم صدايي چه شد!

از همان روزهاي آغازين انقلاب، تمامي وعده و وعيدها فراموش شد و حکومت تازه به دوران رسیده به سرکوب و کشتار مخالفین و منتقدین پرداخت. اخراج زنان "بدحجاب" از ادارات آغاز شد و زنان را در خیابانها به جرم بدحجابی دستگیر میکردند، به صورتشان اسید میپاشیدند و روسریهای اجباری را به سرشان پونز میزدند. یا روسری بود، یا توسری. به بهانه انقلاب فرهنگي درب دانشگاهها بسته شد، بساط نيروهاي آزادي خواه در جلوي دانشگاه‌ها به خاك و خون كشيده شد، تسويه حساب در محلهاي كار شروع شد، تمامي مبارزان راه آزادي يكي پساز دیگری دستگير شدند و تمامي جناحهاي حكومتي در اين راه هم قسم و همراه بودند.

جنگ خانمانسوزي را که برایشان «برکت» بود شروع كردند. جوانان اين مرز و بوم را به جنگ فرستادند و تعداد بسيار زيادي از مردم را به كشتن دادند. فقر و فلاكت گريبان مردم را گرفت. در زندانها انواع و اقسام شكنجهها را به زندانيان روا داشتند: سلول هاي انفرادي، نداشتن اجازه ملاقات، تخريب شخصيتي، تجاوز جنسي، شلاق، آويزان كردن از پا، گذاشتن در تابوت، نگاه داشتن مدت طولاني به صورت ايستاده، بي خوابي، حبسهاي طولاني، فشارهاي روحي و رواني، محروميت از غذا و فضاي مناسب، پروندهسازی با اعترافهای تحتفشار، برگزاری شوهاي تلويزيوني و توابسازی، تماشاي اعدام همرزمان و در نهايت اعدام بسياري از زندانيان سياسي نصیب کسانی شد که وعده و وعیدهای خمینی را جدی گرفته بودند.

 بس از جنگ نيز با شعار سازندگي رفسنجاني، تصميم به تسويه حساب با نيروهاي انقلابي گرفتند. زندانيان سياسي را كه هر كدام به جرمي واهي دستگير شده و حكم داشتند و برخي نيز زمان آزاديشان به سر رسيده بود به دستور مستقيم آيتالله خميني، در دادگاههايي چند دقيقهاي دوباره «محاکمه» کردند و آنانی را که حاضر به توبه نبودند به مرگ محكوم کرده و به صورت دستهجمعي به دار آويختند يا تيرباران کردند و در گورهاي دسته جمعي بدون مراسم خاك سپاري مدفون كردند.

 ما خانوادههاي زندانيان سياسي نيز بي نصيب نمانديم. از ادامه تحصیل محروممان کردند. از کار اخراجمان کردند. خانواده‌‌هاي برخي از ما پاشیده شد و از يك زندگي عادي و سالم محروم شدند. در میان ما کسانی سکته کردند و یا دیوانه شدند. عدهزیادی مجبور به مهاجرت از مملکت خود شدند و در غربت دچار افسردگی، فقر و بیماری شدند.. ما را از ملاقات عزیزانمان در زندان محروم ميكردند، در بسياري از موارد از زنداني خود بي خبر بوديم، زمان ملاقات را به حداقل ميرساندند، توهين ميكردند، ملاقات حضوري كمتر داشتيم، امكان گرفتن وكيل برای زندانیمان رانداشتيم، علت محكوميت آنها را نميدانستيم، امكان حضور در دادگاه را نداشتيم، از كيفرخواست آنها بي خبر بوديم، و در بسياري موارد از شكل و زمان و محل اعدام آنها بيخبر بوديم، جنازه آنها را به ما تحويل ندادند، وصيتنامه شان را ندادند، امكان برگزاري مراسم را به زور از ما سلب ميكردند، نميدانستيم كجا دفنشان كردهاند. پس از پيگيريهاي فراوان بالاخره اعلام كردند برخي را در خاوران دفن كردهاند. باز هم دست از سر ما برنداشتند. مدام ما را از رفتن به سر خاك آنها منع ميكردند، تهديدمان ميكردند، دستگيرمان ميكردند. تا سنگي روی قبر یکی از جانباختگان میگذاشتیمآن را خرد میکردند، چندين بار بولدوزر انداختند و خاك را زير و رو كردند.     

 

در آن زمان به دليل شرايط به شدت پليسي و رعب و وحشتي كه در جامعه ايجاد كرده بودند، و به خاطر سمپاشیهای رژیم علیه مخالفین، مردم عادي از زندانی سياسي تصور خاصی داشتند، با خانوادههای آنان، یا از سر ترس و یا بواسطه مغزشوئی رژیم، ارتباط نمیگرفتند و از آنان میگریختند و این نیز دردی دیگر بر دردهای ما اضافه میکرد. در حالي كه بسیاری از زندانیان سیاسی آنروز هم مثل زندانیان سیاسی امروز جانشان را بر سر تفاوت عقیدهاشان دادند.  برخي را به دلايل بسيار ساده دستگير و به زندانهاي طويلالمدت محكوم كردند. به دليل داشتن يك اعلاميه، يك نشريه، شركت در تظاهرات، ديدن يك دوست و يا حتي داشتن يك دو ريالي. حتی جانیان بالفطره هم انسان هستند و حقی انسانی و قانونی دارند. کسی حق ندارد آنان را شکنجه کند، بدون وکیل و در دادگاههای چند دقیقهای محاکمه کند، و حرمت انسانی او را تحقیر کرده و نادیده بگیرد، اینان که جانی نبودند!

ما خانوادهها تمامی این  دردها و بیعدالتیها را به تنهايي به دوش کشیدیم. اين تنهايي بسيار آزار دهنده بود ولي تحمل كرديم. اين فشار حكومت و نداشتن زبان مشترك در جامعه، ما خانواده ها را به هم نزديك كرد و تبديل به يك خانواده بزرگ شديم. با هم به سر خاك ميرفتيم، به ديدار هم ميرفتيم، با هم مورد اذيت و آزار قرار ميگرفتيم، با هم اعتراض ميكرديم و با هم خاوران را زنده نگاه داشتيم تا زمان دادخواهي فرا رسد.

امسال نيز همانند سالگذشته، در شهريورماه بسیاری از خانواده ها را احضار كردند،آنان را از برگزاري مراسم در منازل منع كردند و تهدید کردند که نباید به خاوران بروند.به رغم تمامی تهدیدها تعدادی از خانوادهها به خاوران رفتند. امسال اما به عکس سال گذشته نیروهای امنیتی را به گونهای چیده بودند که کمتر به نظر بیایند. از گلفروشی خاوران تا درب خاوران مامورینی در کنار جاده روی زمین نشسته بودند و موتورهایشان را روی زمین خوابانده بودند. تجمع نیروها درست در جایی بود که فقط به خاوران منتهی میشد و نیروهای بسیاری را در قبرستان بهائیها دور از چشم مردم بسیج کرده بودند. امروز دیگر نمیتوانند به راحتی حضور خود را توجیه کنند و دیگر قادر نیستند به راحتی مردم را فریب داده و عزیزان ما را ضد انقلاب بخوانند و رفتار وحشیانه و غیرانسانی خود را با آنان توجیه کنند، برای همین از مردم رو پنهان میکنند. 

اجازه ندادند مردمي كه سر خاك عزيزانشان آمده بودند از ماشینهایشان پیاده شوند. نتيجتا در بازگشت مقداری از گلهایشان را روی خاکریزی گذاشتند و به طرف قطعه 33 بهشت زهرا حرکت کردند. خمینی میگفت: «شاه قبرستانها را آباد کرد»، اما در این سیسال تمامی قبرستانهای ما از خون جوانان این مرز و بوم رنگین شده، چه آنانی که در جنگ کشته شدند و چه کسانی که اعدام شدند.

شنيديم كه در قطعه 33 نیز مامورانشان را منتظر مردم گذاشته بودند. و باز به عکسسالهای گذشته تلاش کرده بودند دیده نشوند. مامورانشان بیشتر لباس شخصی بودند و یکی دو نفر از نیروی انتظامی. نیروهای مسلح و باتوم بدستشان را در یک ماشین با شیشههای تیره جا داده بودند که در صورت لزوم برسر خانواده ها بریزند. اما کار به آنجا نکشید. تعداد خانوادهها بسیار کم بود و مامورین لباس شخصی بسیار هار. حتی اجازه ندادند گلروی قبرها گذاشته شود. 

 

هشيار باشيم دوباره فريب نخوريم!

حال پس از سي سال و آشكار شدن اختلافهاي درون جناحي حاكميت، مسأله رأيگيري دوباره عمده شد. مردم براي به دست آوردن آزادي اين بار نيز به رأيگيري اعتماد كردند. مردم ميدانستند كه شرايط براي يك انتخابات واقعي مهيا نيست و در صورت مشاركت در اين وادي بايستي بين بد و بدتر يكي را انتخاب كنند ولي براي رسيدن به خواستهها و مطالبات خود به طور وسیع در انتخابات شركت كردند و باز هم .... ولي ديگر حاضر نشدند كه به اين خفت و خواري تن دهند و به صورت همهگير نسبت به وضعيت موجود معترض شده و به خيابان ها ريختند.   

حال دوباره مردم هم صدا شده و جنايات رژيم را به چشم خود ميبينند. جوانان براي ابتداییترين حقوق خود مورد تعرض قرار ميگيرند، به خاك و خون كشيده مي شوند، دستگير مي شوند، مورد شكنجه قرار ميگيرند، مورد آزارهاي جنسي قرار ميگيرند، به آنها تهمت ضد انقلاب ميزنند، آنها را مجبور به اعتراف به جرم ناكرده ميكنند، خانوادههاي آنها را مورد اذيت و آزار قرار ميدهند و جنازههاي آنها را به خانوادهها تحويل نميدهند و يا مخفيانه تحويل ميدهند و اجازه برگزاري مراسم نميدهند، علت مرگ آنها را اعلام نميكنند، شيوه كشتن و محل كشتار را اعلام نميكنند...  شیوهآنها در برخورد با منتقدین و مخالفین نه تنها با دهه شصت تغییری نکرده، بلکه از آنجا که زمین زیرپایشان را لرزان حس میکنند وحشیتر هم شدهاند، حتی به خودیها و افراد خانواده خود هم رحم نمیکنند.

با انفعال، سکوت و بیتوجهیامان به آنچه در جریان است این جنایات دوباره و دوباره تکرار خواهد شد. بیايید با همدلی و حرکت آگاهانه و متشکل اجازه ندهیم تاریخ دوباره تکرار شود.

 

 ما جمعي از خانواده هاي جان باختگان دهه 60، ضمن محكوم كردن جنايات اخير جمهوري اسلامي، بر اين ايده پاي ميفشاريم كه تمامي اين جنايات سي ساله، جنايت عليه بشريت بوده و  عاملین و آمرین آن بايستي در يك دادگاه مردمي محاكمه شوند.

ما همچنين بر تمامي خواستههاي قبلي خود پاي ميفشاريم و از تمامي مردم آزادهی جهان و ايران، بخصوص خانوادههايي كه در جريانات اخير مورد ظلم و تعدي جمهوري اسلامي قرار گرفتهاند ميخواهيم كه با ما همراه شوند تا با هم این  درد مشترك را فرياد کرده  و همگام و همراه با هم مطالبات و خواستهای خود را تا به نتیجه پیبگیریم.

 

22شهريور 1388

For those who are not able to read or speak Farsi (Persian):

Dear Friends and Comrades,

1. In memory of thousands of men and women executed by the Islamic Regime of Iran in the 1980s, and hundreds of young people who were killed during the uprising of the Iranian people in June 2009, the Association for Iranian Political Prisoners and Prisoners of Conscience hosting the Iran - 21st Anniversary Seminar.

Speakers include: Professor Payam Akhavan, Nazanin Afshin-Jam, representatives from Human Rights Watch and English PEN, amongst others. The seminar will be held in English. Entry is free, but because of space limitation please call on 020-7407 6644 to reserve a place.

Saturday 19th September, at: 13:00 – 16:00

Inner Temple Hall, Inns of Court, London EC4Y 7HL

2. For the memory of thousands political prisoners who were executed in the last 31 years by the Iranian regime and to show solidarity with Iranian people’s recent uprising against the barbaric Islamic regime of Iran, there will be a solidarity evening organised by some Iranian opposition organisations living in exile. They call your solidarity: Saturday, 3rd October, at: 18:00 – 23:00 at: Central Library 2 Field way Crescent London- Islington N5 1PF

کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)، بمناسبت بیست و یکمین سال کشتار زندانیان سیاسی و جوانه هایی که در قیام اخیر مردم جان باختند،

سمیناری دربارۀ کشتار زندانیان سیاسی در دهۀ 60

برگزار می کند.

در طی این برنامه پیام اخوان: حقوقدان و استاد دانشگاه مک گیل مونترآل، نازنین افشین جم: مؤسس و رئیس نهاد بین المللی "اعدام کودکان را متوقف کنید"، مسعود رئوف: کارگردان، هنرمند و نقاش، شکوفه سخی: زندانی سیاسی دهۀ 60، جاناتان هیود: نویسنده، روزنامه نگار و دبیر انجمن قلم انگلستان، و نمایندگانی از سازمان عفو بین الملل و سازمان نظارت بر حقوق بشر به سخنرانی خواهند پرداخت.

هنرمند تبعیدی: گیسو شاکری به اجرای برنامه های فرهنگی و هنری خواهد پرداخت.

وردی رایگان می باشد، اما، به علت محدودیت جا، لطفاً برای رزرو با شماره تلفن 07970017720 تماس بگیرید. این برنامه به زبان انگلیسی برگزار می گردد.

زمان: ساعت 1 تا 4 بعد از ظهر، شنبه 19 سپتامبر 2009

مکان: Inner Temple Hall, Inns of Court, London EC4Y 7HL

نزدیکترین ایستگاه های قطار زیرزمینی: Charing Cross و Temple

 

این بذرها به خاک نمی ماند، خون است و ماندگار...

در بیست و یکمین سالگرد به خاک افتادن هزاران زندانی سیاسی قهرمان بدست جلادان جمهوری اسلامی در تابستان 67، و در همبستگی با خیزش قرمانانه توده های به پاخاسته بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و تمامی جناح های ارتجاعی اش، فعالین چریکهای فدائی خلق ایران و سازمان دمکراتیک ضد امپریالیستی ایرانیان در انگلستان اقدام به برگزاری شبِ همبستگی ای نموده اند. در طی این برنامه علاوه بر آنکه آقایان شهاب شکوهی و محمد هُشی به نقش شکنجه و تجاوز در استمرار دیکتاتوری می پردازند و به پرسشهای علاقه مندان در این راستا پاسخ خواهند داد، خانم ناهید نعیمی و آقای حسن جداری نیز به اجرای برنامه های فرهنگی و هنری خواهند پرداخت.

زمان: ساعت 6 تا 11 بعداز ظهر روز شنبه 3 اکتبر 2009

مکان: Islington Central Library, 2 Fieldway Crescent, London, N5 1PF

نزدیکترین ایستگاه قطار:           (Holloway Road (Piccadilly Line

هموطن! بکوشیم تا با شرکت در حرکات اعتراضی بر علیه رژیم سراپا ارتجاعی و منفور جمهوری اسلامی، همبستگی خود را با قیام غرورآفرین مردم زحمتکش و در بندمان به نمایش درآوریم.

با سپاس فراوان،

رامین