توضيح:

اين سروده را که نخست به نام مولانا هادی خان خرسندی به ما رسيده بود خوانديم، و آن چه جلب توجه کرد اين بود که برای نخستين بار در سروده های هادی خان خرسندی اختلال وزن و اشتباه قافيه يافتيم، و يکی از علت هايی که شک کرديم اين سروده از ايشان نيست همين نامتوازن بودن و عيب های فنی بود.

البته بعدا با خبر شديم که از ايشان نيست و سراينده اش را پيدا نکرده اند و در ايميل عذرخواهی هم کرده بودند اما ما هم بنا بر عرف و سنت گذشته به جای نام سراينده عبارت لا ادری ( نمی دانم) را به پايان سروده افزوديم همان عبارتی که بسياری می پنداشتند سراينده ای هم به اين نام وجود دارد-

افزون بر اين به علت عيوب فنی آنرا به کارگاه مولانا جلال الدين فراهانی سپرديم تا پس از تعميرات و افزودن بعضی از قطعات آنرا آماده ی چاپيدن کند که به اهتمام ايشان آماده شد و در دسترس قرار گرفت.

 

سايت کارناوال

 

اماما

 

اماما ! من بر آن سيمای همچون عَنترت ريدم
بر آن ريش و سبيل و صورت بد منظرت ريدم

اگرچه با تاسف از حضور انورت دورم
من مخلص غياباً بر حضور عَن وَرت ريدم

امامی، رهبری، اما بقدر خر نميفهمی
به ريش و فهم و بر اصحاب از خر كمترت ريدم

به توضيح المسائل ، آن اراجيفی كه بنوشتی
به تاليفات بی ارج و بهای ديگرت ريدم

به تسبيح و عَبا و جامه ی تقوی كه پوشيدی
بر آن عمامه ی پيچيده بر دور سرت ريدم

شنيدم گفته ای مسجد بُوَد از بهر ما سنگر
به سرتاپای آن مسجد كه باشد سنگرت ريدم

ز حزب اللّهيان تشكيل نيرو دادی و لشكر
به نيرويت، به حزبت، بر تمام لشكرت ! ريدم

نه تنها بر خودت بل بر طرفــدارانت ای جاهل
که بر فرق پسر، دختر، برادر، خواهرت ريدم

نداری چون پدر، من از پدر چيزی نمی گويم
ولی ای بی حيا رهبر به روح  مادرت ريدم

عيال مهربانت وقت ريدن شد فراموشم
كنون (با عذرخواهی) بر دهان همسرت ريدم

تو ريدی بر تمــام مملکت منهم پی جبران
ز انگشتان پا بگرفته تا فرق سرت  ريدم

تو آن جغدی که بال و پر ترا بخشيد آن کوسه
روا باشــد اگـر گـويـم که بر بال و پرت ريدم

بُوَد گوش تو كر، فرياد ملت بی اثر، ای خر
کنون من ای خر مُظطَر، بر آن گوش كرت ريدم

اگر اسلام اهریمن برایت بوده است آیین
به الله ت، به قرآنت، به آن آئین نکبت پرورت ریدم
اگراينست ترا دين وَ گر اينست پِيغمبَر،
به آئينت، به دينت، بر سر پيغمبرت ريدم

به سرتا پای اين ملا علی با نوچه اش ميمون

به چاه جمکران آيينه ی خر پرورت ريدم

 

لا ادری

 

اماما !

اماما ! من بر آن سيمای همچون عَنترت ريدم

بر آن ريش و سبيل و صورت بد منظرت ريدم

 

گرچه دورم با تاسف از حضور انورت لیکن،

من مخلص غياباً بر حضور عَن وَرت ريدم

 

امامی، رهبری، اما بقدر خر نميفهمی

به ريشت ، بر آن فهمِ هم از خر كمترت ريدم

 

به توضيح المسائل ، آن اراجيفی كه بنوشتی

به تاليفات بی ارج و بهای ديگرت ريدم

 

به تسبيح و عَبا و جامه ی تقوی كه پوشيدی

بر آن عمامه ی پيچيده بر دور سرت ريدم

 

شنيدم گفته ای مسجد بُوَد از بهر ما سنگر

به سرتاپای آن مسجد كه باشد سنگرت ريدم

 

ز حزب اللّهيان تشكيل نيرو دادی و لشكر

به نيرويت، به حزبت، بر تمام لشكرت ! ريدم

 

نه تنها بر خودت بل بر طرفــدارانت ای خائن

که بر فرق پسر، دختر، برادر، خواهرت ريدم

 

نداری چون پدر، من از پدر چيزی نمی گويم

ولی ای بی حيا رهبر به روح  مادرت ريدم

 

عيال مهربانت وقت ريدن شد فراموشم

كنون (با عذرخواهی) بر دهان همسرت ريدم

 

تو ريدی بر تمــام مملکت منهم پی جبران

ز انگشتان پا بگرفته تا فرق سرت  ريدم

 

تو آن جغدی که بال و پر ترا بخشيد آن کوسه

روا باشــد اگـر گـويـم که بر بال و پرت ريدم

 

بُوَد گوش تو كر، فرياد ملت بی اثر، ای خر

کنون من ای خر مُظطَر، بر آن گوش كرت ريدم

 

اگر اسلام اهریمن برایت بوده است آیین

بر الله ت، به قرآنت، بر آن دین سراسر نکبتت ریدم

اگراينست ترا دين وَ گر اينست پِيغمبَر،

به آئينت، به دينت، بر سر پيغمبرت ريدم

 

از: هادی خرسندی

 

با درود و پوزش فراوان از همه ی دوستان، بویژه هادی خرسندی عزیز،

دوستی نازنین به من اطلاع داد که شعر " اماما " که در خبررسانی درج شده بود از هادی خرسندی نیست و متأسفانه پس از جستجو هم شاعر آن را نتوانستم پیدا کنم.

با مهر                                                                  

شهلا