شهادت جراح معروف و دستیارش از تجاوز به زندانی

آن که روزنامه توقیف می کند همان است که دستور تجاوز داده

دکتر فاضلی که از جراحان بنام است دیروز صبح به من گفت: دوست دارم امروز تو دستیارم باشی. با کمال میل قبول کردم چون همیشه جراحی های خیلی سخت عروقی نورونی را انجام می داد و کلی نکته جدید در هربار دستیاری یاد می گرفتم اما این بار یک عمل ساده بود. یک کیست مقعدی.

دکتر فاضلی احتمالا حوصله نداشت خودش عمل کند مرا به ظاهر دستیار کرده بود. من به آرامی کیست را جدا کردم اما زمانی که خارجش کردم متوجه شدم کیست نیست و یک توده ی عفونی است و برای "پاتو" آنرا بسته بندی کردم. دکتر بعد از عمل از من خواهش کرد که شخصا به آزمایشگاه بروم و جواب را بگیرم و به دکتر روحانی بگویم که نهایت دقت را بکنند چرا که این بیمار از بستگان دکتر هستند. حالا فهمیدم چرا دکتر عمل به این سادگی را قبول کرده. بی علاقه به آزمایشگاه رفتم و ظرف را تحویل دادم و 40دقیقه ایی با دکتر روحانی گرم صحبت شده بودم که جواب آمد Chlamydia یک بیماری عفونی آمیزشی اما با این سطح خیلی عجیب بود. سطح درگیری آنقدر زیاد بود که دکتر به جای درمان دارویی از جراحی استفاده کرده بود. به اتاق دکتر رسیدم و گفتم Chlamydiaاست. دکتر بدون توجه به من گفت: علی می دانی چرا امروز از تو خواستم که دستیار من باشی؟ بی مهابا گفتم چون در شان شما نبود. دکتر لبخندی زد و گفت نه مثل همیشه اشتباه کردی- این بیمار از بستگان ماست که تازه از زندان آزاد شده. می دانی این عفونت از چه راهی انتقال پیدا می کند؟

برق از سرم پرید. اولین موردی بود که می دیدم و خودم عملش می کردم. گفت می خواهم با باقری لنکرانی تماس بگیرم و همه چیز را بگویم. گفت حالا برو ببین وضعش چه طور است. مات و مبهوت مانده بودم. گفتم دکتر با چه کسی آمده است؟ خانواده اش خبر دارند؟ گفت علی جان آرام باش هیچکس خبر از این موضوع تجاوز جز من و تو ندارد حتی خانواده اش .

گفتم یعنی نگفته است؟ بیچاره حتما خجالت کشیده. گفت نمی دانم می خواهی هنگام ویزیت دکتر جعفری تو هم حضور داشته باش(دکتر فاضلی همیشه بعد از عمل بیمارانش را برای معاینه روانپزشکی به دکتر جعفری می سپارد)

ساعت 6 دکتر جعفری آمد و به اتفاق به اتاق بیمار رفتیم. چند سوال کرد که او هم یک سری جواب شکسته بسته داد و دکتر از من خواست که ایشان را تنها بگذارم. نیم ساعتی بیرون ماندم و بیرون آمد. گفت هیچ چیز یادش نمی آید. می دانی یعنی چه دکتر؟ گفتم عوارض بیهوشی. گفت نه احتمالا * rohypnol گفتم دکتر مگر می شود؟ آنقدر حالم بد شد که دکتر جعفری مرا به پاویون رساند و پرستار برایم آب قندی آورد. گفتم دکتر چرا در حکومت اسلامی که این کار از مذموم ترین کارهاست همچین اتفاقی می افتد؟ گفت ببین این عمل چند هدف را دنبال می کند

1- ایجاد ترس وارعاب در جامعه

2- ایجاد خشونت و ترویج آن در جامعه:تصور کن در زندان با دست های بسته به شما تجاوز کنند و هیچ کاری نتوانی انجام دهی. اکثر قریب به اتفاق افراد حاضرند بمیرند و این عمل با آنها انجام نشود. پس در همین مرحله یا دست از جان می شویی و دیگر هیچ چیز برایت اهمیت ندارد جز انتقام یا اینکه دیگر هیچوقت جرات و جسارتی برایت باقی نمی ماند که هر دو از عوامل خشونت هستند و از طرف دیگر تاثیری که روی اطرافیانت می گذارد. تصور کن بچه تو را کسی بکشد. ممکن است از قصاص او بگذری اما اگر بفهمی کسی به فرزندت تجاوز کرده تحت هیچ شرایطی حاضر نمی شوی شخص را ببخشی. حتی به قیمت مرگ. یادت باشد که خشونت عامل نابودی جنبش های مدنی صلح آمیز است. سردمداران حکومت هر کاری می کنند تا بتوانند احساسات جامعه را جریحه دار کنند و پس از آن مردم دست به حرکات خشونت آمیز بزنند تا مجوزی بگیرند برای بستن مردم به گلوله.

اما اتفاق جدی تری که برای شخصی که به او تجاوز شده است می افتد اینست از او یک فرد افسرده و منفعل می سازد. تجاوز شکستن و خرد کردن افرادی است که باشکنجه های معمول خرد نمی شوند. معمولا این افراد انسانهایی هستند که از لحاظ روحی بسیار قوی هستند و معمولا اگر این افراد تحت درمان دارویی قرار نگیرند خودکشی می کنند چرا که دایم در این فکر هستند که از حرمت شرف خودشان نتوانسته اند دفاع کنند و از طرفی با منفعل شدن آنها نظام را تهدید نمی کنند و تازه ثابت کردن این موضوع از همه چیز سخت تر است چرا که هم تشخیص تجاوز جنسی به عهده پزشک قانونی است که در انحصار دولت است وهم به دلیل گذشت زمان به علت نبود علامت مثبت تقریباً غیرممکن است. و جالبتراینکه بیشترافراد مایل به معاینه پزشکی، بازجویی پلیس و رسیدگی دادگاه نیستند. و از طرف دیگرامران فقط بر اساس شهادت گواهان محکوم نمی‌شوند و باید مدارک تأیید کننده از دیگران کسب شود. مدارک مربوط به اثبات دخول، هویت تجاوز کننده و... .به دکتر فاضلی زنگ زدم و شرح ما وقع را گفتم و گفتم که می خواهم این موضوع را منتشر کنم. گفت فعلا دست نگه دارم تا نه سر خود را به باد دهم نه سر بیمارم را .

امروز با دکتر فاضلی قرار دارم. می خوام پیشنهاد بدهم یک نامه بنویسیم راجع به این موضوع به رئیس مجلسی که می گوید تجاوز جنسی اتفاق نیافتاده و امضای تمام پزشک هایی که می شود را بعد از معاینه بگیرم.

بعد از تجاوز قرص هائی به زندانی میدهند. اگر از این قرص به این بازداشتی ها داده باشند آنوقت ثابت کردن تجاوز خیلی سخت است. چون نهایتا تا 72 ساعت در ادرار قابل شناسائی است.

حالا حداقل یک مورد در دست خودمان است.

ضمنا اگر آشنایی دارید که تازه از زندان آزاد شده حتما پست بعدی رو بخوانید و اگر حتی گفت بهش تجاوز نشده حتما کارهایی که گفتم را انجام بدهید، چون اگر بهش روهیپنول داده باشند هیچی یادش نمی یاد.

*rohypnol:روهیپنول یا روفیز دارویی است از خانواده داروهای خواب آور و از طبقه ی پام ها با قدرتی بسیار بالاتر که به دلیل تاثیرات بسیار قوی و طولانی که این دارو در خاموش سازی مرکز سیستم عصبی اعمال می کند به "داروی تجاوز " معروف است. عوارض این دارو استفراغ ، توهم، دشواری در تنفس، کما و فراموشی کامل، اختلال در تکلم و یا حتی مرگ است.

گفت و گو با روانشناس مرکز درمان قربانیان شکنجه/ مراحل مختلف شکنجه سفید چگونه اجرا می‌شود؟

منبع: www.mowjcamp.com

دست داشتن در طرح کودتای مخملی و براندازی نظام، اعترافاتی است که این روزها از زبان شخصیت‌های سرشناس سیاسی در دادگاه‌های ایران می‌شنویم. این دادگاه‌ها که بسیاری از شخصیت‌های سیاسی ایران و جهان آنرا نمایشی خوانده‌اند، بی شک ذهن هر بیننده‌ای را با مقوله شکنجه درگیر می‌سازد. روانشناسان و مـدافعان حقوق بشـر ایـن اعتـرافات را نمـاد بارزی از اعمـال شکنجه سفید دانستــه‌اند. شکنجه سفید یا شستشوی مغزی چیست و چه چیز منجر به اعتراف کردن افراد تحت شکنجه می شود؟ روزآنلاین در این مورد با خانم دکتر ونک آنسون، روانشناس مرکز درمان قربانیان شکنجه در برلین گفت و گو کرده است. متن کامل این گفتگو را در زیر می‌خوانید:

مرکز درمان قربانیان شکنجه در برلین در سال 1992 تاسیس شده و در آنجا روانشناسان متخصص سعی می‌کنند بازداشت شدگان آسیب دیده یا جنگ زدگان روان پریش را با استفاده از شیوه های مختلف، درمان نمایند. آمار این موسسه نشان می‌دهد در سال 2008 در مجموع 547 نفر آسیب دیده ناشی از شکنجه یا جنگ، از 50 کشور جهان به این مرکز مراجعه کرده اند. در این میان اتباع کشور ترکیه با تعداد 119 نفر در رتبه اول و اتباع کشور ایران با 38 نفر پس از کشورهای چکسلواکی و لبنان در رتبه چهارم قرار دارند. خانم دکتر ونک آنسون، روانشناس پنجاه ساله که تجربه کار با بازداشت شدگان گوانتانامو، قربانیان جنگ عراق و همچنین بازداشت شدگان ایرانی را دارد، 9 سال است که در این مرکز کار می‌کند.

دکتر آنسون، نظر شما به عنوان یک روانشناس متخصص و با تجربه راجع به دادگاه های اخیر در ایران چیست؟

البته من گزارش تصویری ندیدم اما در روزنامه های آلمانی مطالب متعددی همراه با عکس بازداشت شدگان دیده و خوانـده ام. به جرات میتوانم بگویم که اشخاص بازداشت شده ای که آنجا آورده اند بی تردید هم از لحاظ فیزیکی و هم از لحاظ روحی روانی "شکنجه سفید" شده اند. این نوع شکنجه، سیستم فکری هر انسانی را به هم می‌ریزد. در ضمن این را هم باید اشاره کرد که برگزاری همین دادگاه‌ها در نوع خود توهین بزرگی است به شخصیت آن نخبگان و این خود بر پایه معیارهای دیده بان حقوق بشر یک نوع شکنجه محسوب میشود. به همین دلیل برگزاری این دادگاه های نمایشی که قصد تحقیر این افراد را دارد کاملا محکوم است.

شکنجه سفید بر چه پایه ای استوارست؟

اصول تئوری و عملی این شکنجه بر اساس دستاوردهای روانشناسان شکل گرفته است. متاسفانه باید گفت که در اینجا علم روانشناسی کمک زیادی به پیشرفت شکنجه سفید کرده است. پس از صدور بیانیه بین المللی حقوق بشر به تاریخ 10 دسامبر 1948 مسلما جوامع دموکراتیک و کلیه امضا کنندگان آن نسبت به رعایت همه بندهای آن بیانیه، از جمله بندی که هرگونه شکنجه را محکوم می کند، متعهد شدند اما واقعیت چیز دیگـری بود. قـدرت های بین المللی پس از پایان جنگ جهانی دوم درگیر بحران و کشمکش های سیاسی جدی شده بودند. آغاز جنگ سرد، حمله اسرائیل و اشغال فلسطین، آپــارتـایـد برای سـرکوب جنبــش آزادی بخش آفریقای جنوبی، همه و همه نظامیان و دستگاه های اطلاعاتی قدرت ها را به چالش کشیده بود. در این میان دیگر صرفا گرفتن اطلاعات از بازداشت شدگان برای نظامیان و دستگاه های اطلاعاتی کافی نبود بلکه گرفتن اعترافات از شخصیت های سرشناس در مقابل دوربین به نظر ضروری تر می رسید. نکته مهم این بود که اعترافاتی که از شخصیتها با اعمال شکنجه گرفته می شد به شیوه ای باشد که به ظاهر، آثــاری از جراحت های ناشی از آن به چشم اقشــار جامعه نخورد تا باور آن اعتــرافات را راحت تر ســازد ! شاید به همین دلیل در CIA این شکنجه به شکنجه تمیز هم معروف است. از این روی استفاده از دستاوردهای روزافزون علم روانشناسی، در شیوه و ساختار بازجویی ها برای دستگاه های اطلاعاتی از اهمیت ویژه ای برخوردار شد.

آیا همچنان همکاری میان روانشناسان و شکنجه گران ادامه دارد؟

بله. پس از یازدهم سپتامبر 2001 این همکاری به اوج خود رسید. در آنـزمان به بهانه مبارزه با تروریسم، سازمان های CIA و پنتـاگون هـزینه هنگفتی به موسسـه سـرشناس American Psychological Association پرداختند تا روانشناسان این موسسه به کارمندانشان تعلیم و آموزش جهت استفاده از شکنجه روانی در بازجویی ها را بدهند. سال 2007 این موضوع از طریق رسانه ها فاش گردید و امروز ما می دانیم که از شکنجه سفید در زندان ابوغریب و بازداشتگاه گوانتانامو استفاده شده است. نظام های دیکتاتوری هم مسلما از این نوع شکنجه بطور گسترده ای در طی سالهای متوالی استفاده کرده اند. ما قربانیان فراوانی از کشورهای ایران، عراق، افغانستان داشته ایم.

شکنجه سفید چگونه عمل میکند؟

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند. زمانی که شما تمام روابط عاطفی و اجتماعی را از ایشان بگیرید، ضربه شدیدی می خورند. شکنجه سفید مبتنی بر محرومیت حسی و ایزوله نگهداشتن شخص است. فرد مربوطه اکثر اوقات بطور غیرمنتظره دستگیر شده، چشم بسته از دالان ها یا مسیرهای پیچ در پیچ به یک سلول انفرادی برده میشود، در آنجا روزها دور از هرگونه اطلاعات و تماس با دنیای خارج میماند. وی همچنین اکثرا امکان دسترسی به خانواده، وکیل، تلفن، روزنامه و کتاب را ندارد. این همراهست با بازجویی های طولانی با روش سوال های مکرر، تکراری، بحث و جدل، تهدید، تلقین یا مرام آموزی، تشویق، خشونت همراه با کم خوابی های بیش از 14 ساعت. بازداشت شده اغلب جز بازجوی خود فرد دیگری را نمیبیند. بازجو در اکثر موارد در مورد بازداشت شده اطلاعات گسترده ای دارد، با این حال تمام سعی خود را میکند تا هـرچه بیشتـر از زبـان خود او در مورد روحیــه و ویـژگـی های شخصیتی اش آگاه تر شود. زیرا هر چقدر شناخت فرد بازجو از بازداشت شده کامل تر باشد او میتواند خیلی مشخص تر روی زندانی کار کند. بازجو به مرور از آن نکته ها استفاده و سعی میکند او را به شیوه های مختلف شدیدا تحقیر و بی اعتماد به گذشته خود سازد. یعنی میتوان گفت که هدف اصلی این نوع بازجویی ها در مرحله اول تسریع شکستن ارزش های زندانی توسط تضعیف اراده وی است.

از محرومیت های حسی گفتید، میتوانید بگویید ساختار آن چگونه است؟

بله. میشود گفت این متد نسبتا در شکنجه سفید جدید است و اولین بار در مورد بازداشت شدگان گوانتانامو بطور گسترده به چشم خورد. آن هم به این صورت که فرد زندانی را از کلیه حواس پنجگانه اش محروم میسازد. بازداشت شده را اغلب با چشم بند یا در تاریکی مطلق نگه میدارند، ماسک بر روی دهان و بینی اش میبندند تا بویی به مشامش نرسد، گوشهایش را میپــوشاننــد تا صدایـی نشنـود. حتـی به روی دستـانش دستــکش می کشند تا حس لامسه را از او بگیرند و به آن دستبند میزنند. به همین شکل کاملا مانند مومیایی شده دوزانو آنها را در گوشه ای نگه میدارند. در مقوله روانشناسی ما این را میدانیم که کافیست هر انسانی را برای مدت کوتاهی از حواس پنجگانه اش محروم کنند، او تعادل خود را کاملا از دست می دهد و دچار وهم میشود.به علاوه سیستم گوارشی اش مشکل پیدا میکند، قـدرت جهت یابی اش مغشوش و دچار مشکل بیخوابی می شود و کاملا چه از لحاظ فیزیکی، چه از لحاظ روحی سیستم اش به هم میریزد. این هم جزیی از شکنجه سفید است.هدف اصلی از ایـن کار این است که بازداشت شده را از طریق محرومیت از حــواس پنجـگانـه اش، از لحاظ روحی به مرحله کودکی برگردانند. تکرار این پروسه باعث می شود که بازجو برای بازداشت شده، حکم یک حامی را داشته و به این ترتیب بازداشت شده احساس تعلق خاطر به بازجوی خود پیدا می کند. در این مقطع که زندانی مانند کودک بی تجربه ای که قدرت تشخیص دوست از دشمن را ندارد یا حتی قادر به حفظ خود در مقابل بروز هرگونه خطر نیست، می توان حس تلقینی در او بوجود آورد که بازجو برای او حتی نقش دوست یا پدر را ایفا کند.

آیا میتوانید چند مثال از رفتار بازجو با بازداشت شده بزنید؟

مبنای رفتار بازجو در شکنجه سفید بر پایه برخورد های متضاد با فرد زندانی است. در این روش بازجو در نقش دوست و دشمن ظاهر میشود. با اطلاعات دقیقی که در مراحل قبلی از شخصیت بازداشت شده به دست آورده، بازجو میتواند ساعتها با سوال های تکراری، خسته کننده، در مورد یک موضوع یا نکته خاص، بازداشت شده را تحت فشار قرار دهد. فشار روحی دیگری که به زندانی وارد میشود توسط اطلاعات غلطی است که بازجو به شخص میدهد. اینکه مثلا از وضعیت جسمی بد خانواده اش میگوید و اینکه افراد نزدیک فامیل مانند پدر یا مادرش یا همسر و فرزندانش بیمار هستند. یا به عنوان گروگان دستگیر شده اند، که قطعا تمام اینها کذب محض است. بازجو از این طریق موفق می شود تا فرد بازداشت شده در آن شرایط را به تدریح آماده پذیرش و جایگزین کردن ارزشهای جدید کند.

آیا در شکنجه سفید از قرص یا دارو هم استفاده میکنند؟

بله. معمولا داروها هم دو نوع هستند. همانطور که شیوه بازجویی گاه مهربانانه و گاه خشونت آمیز است، داروها هم، گاه تاثیر شادکننده و گاه تاثیر آرام بخش دارند. به نظر من به احتمال زیاد قبل از شروع دادگاه های نمایشی در ایران به شرکت کنندگان داروی شادبخش داده اند. در چندین مقاله ای که همراه با عکس در روزنامه های آلمانی خواندم به این اشاره شده بود که بخصوص آقای ابطحی و همینطور آقای عطریانفر، بطور غیرعادی سریع صحبت می کردند. من با افرادی که با آقای ابطحی آشنایی نزدیک داشتند صحبت کردم؛ آنهابه این مسئله تکیه داشتند که آقای ابطحی سابقا خیلی آرام و شمرده صحبت می کردند و ضمنا حالت چشمانشان تغییر کرده است. میتوان این نتیجه گیری را کرد که به آقای ابطحی دارو داده باشند.

آیا فرهنگ در شکنجه سفید اهمیتی دارد؟

نقش فرهنگ خیلی مهم است. مثال ایران را بزنیم که در آنجا بحث مذهب بسیـار مهـم است. از اسلام و دین برای اعمال شکنجه سفید بهره می گیرند. برای بازداشت شدگان در حین بازجویی آیات قرآن میخوانند، از باورها و احساسات مذهبی این افراد بطـور بیشرمـانـه ای سوءاستفاده میکنند. یا بحث غیرت و غرور مردانگی. من چندین مراجعه کننده مرد ایرانی داشتم که آنها را با آزار جنسی خواهر یا زن یا دخترشان تهدید کرده بودند. آنها را اینگونه شکسته بودند. هر چند من فکر میکنم با این شیوه هر مردی را میتوان شکست.

آیا در شکنجه سفید کار خاصی انجام می شود که بتوان گفت در همه فرهنگ ها و بر اکثر افراد تاثیرگذار است؟

بله؛ آن شکنجه جنسی است. اغلب بازداشت شدگان در این مرحله می شکنند. این هم از طرق مختـلف اعمال می شود. مثـلا بازداشت شدگان را با چشمان بسته لخت می کنند و به میان جمعی می برند و از آنان می خواهند خود ارضایی کنند یا جلوی جمع به کسی تجاوز کنند. با زنان مسلما عکس آن را عمل می کنند یعنی به آنان در جمع تجـاوز می کنند یا فردی (یا حتی چندین نفر به نوبت) به یک زن تجاوز می کند و او را کـاملا تحقیـر کـرده و آزار می دهند. من آسیب دیدگان شکنجه از ایران داشتم که عینا این بلا سرشان آمده بود.

هدف نهایی شکنجه سفید چیست؟

هـدف اصلـی بازجو از شکنجه سفید، تخـریب فـردی شخص زنـدانی و نهایتا همانند سازی اش است. بوسیله شکنجه سفید میتوان اراده فرد را خرد کرد. به عبارت دیگر میتوان گفت که شستشوی مغزی در اصل نوعی جایگزینی سیستم فکری جدید در برابر سیستم فکری سابق فرد بازداشت شده محسوب می شود.بدین ترتیب می توان هر اعترافی را از فرد بازداشت شده گرفت. او را مقابل دوربین گذاشت و یا دادگاه های نمایشی برپا نمود. البته یک هدف دیگر از اعمال شکنجه سفید برای سیستم های دیکتاتوری، تاثیر منفی ابراز پشیمانی سرشناسان سیاسی در مقابل دوربین بر روی طرفداران ایشان و سلب امید از آنان است که البته این هدف در دنیای ارتباطات امروزی و عصر اطلاعات بی فایده است.

چگونه یک فرد می تواند در برابر شکنجه سفید مقابله کند؟

راستش دیر یا زود هر انسان را میتوان شکست! میدانم که این حرف تلخ است اما واقعیت دارد. البته هرچقدر راجع به جزییات این شکنجه صحبت شود انسان میداند که چه در انتظارش هست و خوب تا حدی خود را آماده میسازد اما این را هم باید بگویم که این شکنجه به علت کارآمدی اش و اینکه همواره در حال آزمایش و تکامل میباشد، خیلی سخت قابل مقابله است.

با تجربه ای که دارید آیا بازداشت شدگان اخیر در ایران پس از آزادی شانسی دارند که به حالت قبلی یا طبیعی باز گردند؟

یکی از مشکلات اساسی زندانی آزاده شده صحنه های دلخراشی است که بصورت Flashback بطور متداوم به سراغ او می آید. از دید علم روانشناسی تجربه ناگوار، بسیار سخت از ذهن پاک می شود بخصوص اگر همراه با تصاویر خشونت آمیز و یا همراه با بوهای آزار دهنده ب باشد. تصویر و بو، بیشترین تاثیر منفی و ماندگارترین ناهنجاری روحی را برای انسان به بار می آورند. همانطور که می دانید من در سالهای اخیر تعداد زیادی مراجعه کننده ایرانی داشتم که عده ای از آنها مدتی پیش از این معالجه روانشناسی شان به پایان رسیده بود، اما امروز تعدادی از آنان با دیدن تصاویر جدید شکنجه از ایران و تصاویر کتک زدن ها با باتوم، مجددا دچار مشکل شده اند. شبها کابوس می بینند و در اصل باید برای آنها دوره جدید معالجه گذاشته شود. پس می بینید که حتی زمانی که روان درمانی فرد قربانی تمام شده، با دیدن تصاویر مشابه به آنچه که کشیده است، دوباره دچار بحران روحی می شود. این بسیار دردآور است.

نقش خانواده و جامعـه در بهبود بخشیدن به شرایط بحرانی فرد آسیب دیده چیست؟

نکتـه ای که پس از آزادی این افراد مهم است، فضـایی است که از آن پس در آن قرار میگیرند. این اشخاص چون در زندان شدیدا تحقیر شده و در نتیجه، آن اعترافات کاذب را کرده اند، بسیار نگرانند که محیط بیرونی چه برخوردی با آنها خواهد داشت. بنابراین فقط درک افراد نزدیک از شرایط روحی آنها کافی نیست، بلکه درک جامعه هم از موقعیت بسیار دشوار آنان در زندان، حائز اهمیت میباشد. کسی حق ندارد آنها را سرزنش کند. ما می گوییم که جیثیت از دست رفته آنها باید به آنها بازگردانده شود. و این وظیفه هر انسان با وجدان است که نگذارد آن افراد دچار بحران شخصیتی جبران ناپذیر شوند. آنها نباید دچار حس تنفر از خود شوند بلکه باید آنها را با آغوشی باز پذیرفت و گذاشت تا به مرور از آنچه به آنان در زندان گذشته صحبت کنند. این کار خیلی زمان میبرد و مسلما کمک حرفه ای مثل روان درمانی میتواند به آنها در جهت حل و فصل آسیبی که دیده اند کمک کند. اما همین که از آن محیط بسته خارج شوند و دوباره در ارتباط با عزیزان خود باشند و به اطلاعات درست دسترسی داشته باشند، خود بسیار مثبت است.

نگاهی به سوابق خانمی كه می خواهد وزیر بشود

محمود احمدی نژاد تابو شكنی كرده و تصمیم دارد برای برخی پست ها در كابینه اش از خانم ها استفاده كند. بر اساس شواهد موجود فاطمه آجرلو یكی از خانم هایی است كه برای تابو شكنی به مجلس معرفی خواهد شد. برای اشنایی با نظرات و نوع نگاه ایشان به مسائل اجتماعی به توجه شما را به مطلب زیر جلب می كنیم.

وقتی شنیدیم یک وزیر زن برای وزارت رفاه معرفی شده است،به آستانه ذوقمرگی رسیدیم . این بود که بنا بر وظیفۀ جنسیتی خود، پیشینه ای از فعالیت ها و سخنان خانم آجرلو را جمع آوری کردیم تا همگان بدانند و آگاه باشند که معرفی و انتخاب ایشان،نشان دهندۀ تکریم مقام زنان است وخدای ناکرده یک مسالۀ صوری در جهت انحراف اذهان عمومی و خصوصی ایران و سایر نقاط جهان از مسایل مربوط به انتخابات نیست:

* هم اکنون نمایندۀ مجلس هستند.پیش از آن،مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد واحد کرج و مسئول بسیج دانشجویی واحد خواهران استان تهران بوده اند.البته واضح و مبرهن است که این تجربیات ،در ادارۀ مملکت نقش کلیدی و اساسی دارد.وقایع دو ماهۀاخیرشاهد روشنی بر این مدعاست.

* از هواداران سرسخت رفاه و آسایش بانوان عزیزمان هستند و از این رو با زحمت و اشتغال طاقت فرسای زنان در جامعه مخالفند و این امر موهن را وظیفۀ مردان می دانند:

- این مردان هستند که به خواستگاری می روند و مسئولیت ازدواج هم با مردان است و این بسیار خوب است بر اساس واقعیت جامعه تصمیم گرفته شود.چه شد که در غرب بنیان خانواده ها از هم پلشید؟چون زنان به عنوان نیروهای کار ارزان قیمت برای تامین معاش از خانه ها بیرون کشیده شدند و به این ترتیب نقش واقعی مردها در جامعه کم رنگ شد.(بخشی از سخنرانی ایشان،در مقام دفاع از طرح سهمیه بندی در کنکور)

* در زمینۀ تئوریزه کردن دستاوردهای مهم و بزرگ دولت کریمۀ نهم،دارای فوق تخصص و کرسی ویژه هستند:

- مهم ترین دستاورد دولت نهم و آقای احمدی نژاد،نشاندن لبخند رضایت بر روی لبان مقام معظم رهبری است.(رجا نیوز،4/2/88)

* از مدافعان سرسخت شعور ملت به شمار می آیند:

- نادیده گرفتن فعالیت های دولت،توهین به شعور ملت است.(رجا نیوز،4/2/88)

* در زمینۀ همراهی دربست با نظرات رییس جمهور، مواضع سفت و سختی دارند . این امر احتمال تغییر وزیر رفاه را به صفر می رساند و باعث ثبات قرص و قایم وزیر این وزارتخانه می شود که امر بسیار مهمی است :

- محصولی،انتخاب احمدی نژاد است و بر این اساس،قصد دارم از دیدگاههای رییس جمهور دفاع کنم(در دفاع از معرفی محصولی به مجلس در سمت وزیرکشور ،فارس،27/8/87)

* علاوه بر کاندیداتوری وزارت رفاه،وظیفۀ خطیر سخنگویی "فرزندان ولایت"را هم بر عهده دارند:

- فرزندان ولایت اجازه نمی دهند طرفداران موسوی به اهداف شوم خود دست یابند.(در واکنش به اخباری مبنی بر جدیت مهندس موسوی برای تشکیل حزب سیاسی)

(البته به گزارش ناظران ناآگاه،نشانه هایی از فرزندان مذکور در سطح خیابانهای تهران و پاره ای اماکن دیگر در طی دو ماهه اخیر مشاهده شده است.)

* از نظریه پردازان"طرح سهمیه بندی جنسیتی و محدود کردن حضور دختران در دانشگاهها "به شمار می آیند و در این زمینه دارای کرسی تخصصی در مجلس شورای اسلامی می باشند.

* از طراحان طرح"عفاف"در مجلس هستند.بر اساس این طرح،زنان ایرانی مکلف به استفاده از "چادر"به عنوان پوشش ملی هستند.

* از هواداران تامین اجتماعی در راستای زنانه مردانه کردن کتابهای درسی هستند:

- کتابهای درسی باید با توجه به موقعیت جنسی دانش آموزان تدوین شوند.

* دارای طرحهای مشخص و روشنی در رابطه با ساختار معماری مدارس دخترانه در راستای رفاه این عزیزان هستند.در این طرح،مدارس دخترانه به سبک و سیاق برج و باروهای دورۀ مغول ساخته می شوند تا آسیب پذیری روحی و روانی جامعه از بیخ قطع شود:

- مدارس دخترانه کشور باید به سمت و سیاقی برود که فضایی در آن ایجاد شود که دخترانمان راحت درس بخوانند و تردد کنند،باید با مدارس دخترانۀ جهان متفاوت باشد.(25/5/88)

فلذا اینجانب به نوبۀ خودم این انتخاب شایسته را به کلیۀ مردم ایران و جهان بخصوص بانوان ایرانی کلیۀ قرون و اعصار وعزیزان لشکری و کشوری تبریک عرض می کنم.

پیام آيت‏اللَّه سيدعلى‏محمّد دستغيب پيرامون بيانيه ‏اخير جمعى از اعضاء مجلس خبرگان‏ رهبری

بيانيه‏اى را مشاهده كردم كه جمعى از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى صادر كرده‏اند. اينجانب بعنوان يكى از اعضاء خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مى‏كنم: مى‏فرماييد چهل ميليون نفر در انتخابات شركت كردند؛ امّا سؤال اينجا است كه سخن اكثريت ايشان اين است كه رأى ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته آنها احترام مى‏گذاشتيد و اهميت مى‏داديد كه الان هم دير نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد باز شمارى مى‏كرديد، بر شما معلوم مى‏شد كه خواست آنها غير عقلايى نبوده.

بعضى افراد فكر مى‏كنند كه دفاع از خطبه روز جمعه 26/4/88 آيت اللَّه هاشمى دفاع از شخص هاشمى و مقابله با مخالفين هاشمى است؛ در صورتيكه هر شخص فهيم اين خطبه را تقدير مى‏كند و نقطه قوّت جهت استمرار جمهورى اسلامى ايران مى‏داند؛ چون مطالب جناب آقاى هاشمى همان مطالبات مردم است كه امام امت‏(رحمه الله) براى آنها احترام قائل بود.

شما آيت اللَّه هاشمى رفسنجانى را نصيحت كرديد، امّا ظاهراً فراموش كرده‏ايد كه ايشان بعد از فوت امام امت‏(رحمه الله) بدون فوت وقت و با وجود حضرات آيات صافى گلپايگانى و اردبيلى و مشكينى و امينى و ديگر بزرگان از علماء، ايشان براى حفظ نظام همه توان خود را گذاشت و با سخنان خود خبرگان را آماده كرد كه به حضرت آيت اللَّه خامنه‏اى رأى بدهند، با آن حساسيّت زمانى كه يقيناً مكتوب است؛ آنگاه كسى نگفت خلاف نظام سخن مى‏گويد و خلاف نظام عمل مى‏كند، موجب تفرقه شده، امّا اكنون كه حقايقى بر خلاف ميل شما مى‏گويد و بر همه شما خوب واضح است كه حقيقت چيست حالت اعتراض داريد. اين انصاف است؟ پس غرض از اين بيانيه حفظ نظام نيست.

شما توصيه به اخلاق مى‏كنيد خوب بود از آن همه خلاف شرع‏ها كه در مناظره تلویزيونى روى داد نهى مى‏كرديد، و خوب بود شما به شكنجه‏هاى نامشروع در زندانها كه هر روز جسدهايى تحويل داده مى‏شودّ اعتراض مى‏كرديد. مطمئن باشيد كه مردم اگر با آنها به صداقت رفتار شود همه مخلص علماء و روحانيون صادق هستند. شما را بخدا هنوز هم دير نشده، در عوض اين همه تهمت‏ها، سركوب ها، نسبت ارتداد دادن، ضد ولايت فقيه خواندن، نسبت به عمّال خارجى دادن و متهم كردن افراد به دستور گرفتن از خارج و براندازى نظام و هر شخصيّت و يا جمعيّتى را بنحوى از اطراف خودتان دور كردن، بياييد در عوض اين كارها، دست مهر و محبت بسر مردم بكشيد؛ زندانيها را آزاد كنيد؛ عذر خواهى كنيد؛ با آزادى آنها به خواست اكثريت گوش دهيد؛ ببينيد چقدر لذّت مى‏بريد از دوستى، از محبّت واقعى، از رحمت خداوند.

ضمناً قابل توجه اينكه، بيان مى‏شود اعترافاتي در زندان صورت گرفته بعنوان مدرك جرم، بايد گفته شود كه هيچ مرجعى چنين فتوايى جهت صحّت چنين اعترافاتى نمى‏تواند بدهد. لذا از نظر شرعى و قانونى مدرك نمى‏باشد.

انتقاد تند علما از نقش مجتبی خامنه‌ای

دیدار بی‌نتیجه جمعی از روحانیون برجسته قم با رهبر

جمعی از علمای بلندپایه قم در دیدار محرمانه‌ای با رهبر نظام، از فعالیت‌های مجتبی خامنه‌ای در کارها انتقاد کرده‌اند. اما آیت‌الله خامنه‌ای ضمن رد دخالت فرزندش در کارها، واکنش تندی به این علمای منتقد نشان داده است.

به گزارش موج سبز آزادی، بر اساس خبری که در برخی بولتن‌ها منتشر شده، جمعی ار علما و روحانیون متنفذ قم چند روز پیش از مراسم تنفیذ با رهبر جمهوری اسلامی ملاقات کرده و انتقادهای شدیداللحنی درباره اوضاع کنونی کشور مطرح کرده‌اند.

به نوشته‌ی این بولتن، در صدر این گروه، آیت‌الله ابراهیم امینی امام جمعه قم و از روحانیون با سابقه حوزه قرار داشته و حجت‌الاسلام مرتضی جوادی آملی فرزند آیت‌الله جوادی آملی نیز در میان این جمع بوده است.

گزارش موج سبز آزادی حاکی است، این دسته از علمای منتقد در دیدار محرمانه‌ی خود با رهبر، از فعالیت‌های مجتبی خامنه‌ای گلایه کرده و وی را مسئول بسیاری از وقایع اخیر دانسته‌اند.

اما به نوشته بولتن مذکور، گفته می‌شود که آیت‌الله خامنه‌ای واکنش قاطعی به انتقادات این علما نشان داده و هرگونه دخالت فرزندش مجتبی در وقایع اخیر را رد کرده است. ظاهراً این نشست مهم، بی نتیجه پایان یافته است.

موج سبز آزادی ماه قبل از این دیدار خبر داده بود و نیز به انتقادات تند آیت‌اله خرازی از رهبر مبنی بر اینکه خون‌های ریخته شده به گردن اوست، اشاره کرده بود.

لازم به یادآوری است که بسیاری از علمای شاخص قم از جمله حضرات آیات امینی و جوادی آملی، دو امام جمعه اصلی قم، در مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد شرکت نکردند.

احمد شیرزاد: لاریجانی تکلیفش را با دادستانی تهران مشخص کند

منبع: www.mowjcamp.com

احمد شیرزاد، استاد دانشگاه اصفهان و نماینده مجلس ششم در گفت وگو با روز تاکید کرد آقای صادق لاریجانی، رییس جدیدقوه قضاییه باید پیش از هرچیز مشخص کند با اتفاقاتی که توسط عناصری که دستگاه قضا هیچ نظارتی روی کار آنها ندارد رخ داده، موافق است یا نه.

شیرزاد گفت درجلساتی که پیش از این درمجلس با صادق لاریجانی به عنوان یکی از اعضای شورای نگهبان داشته، وی را شخصی مودب ومنطقی ومنعطف یافته واظهار امیدواری کرد برداشت محدود او از رییس جدید قوه قضاییه درست باشد.

شیرزاد درخصوص انتظاراتی که از رییس جدید دستگاه قضا می رود افزود: "از همه مهمتر وضعیت بخش هایی از این قوه است که اصلا از حیطه نظارت دستگاه قضایی خارج است وکاملا به صورت خودمختار عمل می کند. یعنی هیچ کس برآنها نظارت نمی کند. نمی دانم آیا آقای شاهرودی روزی زبان به سخن خواهند گشود ومسوولیت کارهایی را که دادستان تهران انجام داده به عهده می گیرند یانه؟ ما در عمل شاهد بودیم که هیچگاه بین عملکرد دادستان تهران ورییس قوه قضاییه همگرایی دیده نمی شد. اما مسوول کارهای ایشان چه کسی است؟ آیا این امکان وجود دارد شهروندانی که در حوادث اخیر ویا سالهای گذشته مورد تعرض قرارگرفته اند بتوانند از این دادستان به دادگاه قضات شکایت کنند یا نه؟"

شیرزاد ادامه داد: "دستگاه قضایی گستره وسیعی در احقاق حقوق، حل وفصل دعواها واختلافات دارد. دراین بخش متاسفانه دستگاه قضایی طی ده سال گذشته بسیار ناکارآمد بوده است.، هرچند آقای شاهرودی تلاش هایی برای اصلاح دراین قوه کرد، بخصوص دررابطه با احیای دادگستری که اقدام ناسنجیده رییس اسبق یعنی آقای یزدی بود. گام های مثبت دیگری نیز برداشتند. اما متاسفانه نظام احقاق حق در ایران نظام بسیار ناکارآمدی است وصرف نظر از مسائل سیاسی، وضعیت به گونه ای است که شهروندان عادی این اطمینان را به حاکمیت ندارند که وقتی حقشان در حوزه های مختلف ضایع می شود قانون بتواند از آنها حمایت کند. این یک بعد مساله هم نیاز به کار تخصصی جدی دارد."

وی با اشاره به حضورقضات گزینشی در دستگاه قضایی ووضعیت وکلا گفت: "خیلی از نیروها وقضات شریف وکارآمد بوده اند که به مرور از بدنه دادگستری جدا شده و رفته اند وبه جای آن گزینش هایی صورت گرفته که عمدتا معیارهای خاص مذهبی ومکتبی را مد نظر داشته است، بدون اینکه صلاحیت علمی واحاطه حقوقی افراد مورد تاکید قرارگیرد. بنابراین از رییس جدیدقوه قضاییه انتظار می رود در استخدام و به کارگیری قضات، تخصص وتوانایی ومهارت آنها را مورد توجه قرار دهد. مشکل دیگری که دستگاه قضایی باید دردستورکارداشته باشد موضوع وکالت وبرخوردهایی است که با کانون وکلا به عنوان یک مجمع صنفی ریشه دارصورت گرفته است. با این نهادبرخوردهای بدی شده به صورتی که شان وکالت را زیرسوال برده و به همین جهت شایسته است که ایشان در جهت احیای این جایگاه و متوقف کردن برخوردهای یاد شده اقدامات مثبتی صورت دهند. هرچندخودکانون وکلا هم باید تحرک بیشتری از خود نشان دهد و بهانه دست بهانه گیران دستگاه قضایی ندهد اما به هرصورت برخوردهایی که با این نهادصورت گرفته منجر به تضعیف جایگاه وکالت شده است."

شیرزاد با اشاره به تخلفات بخش ناپاسخگوی قوه قضاییه دراتفاقات اخیر گفت: "اینکه برگه های دستگیری امضا شده سفید از سوی دادستان ومعاونین دادستان دست ماموران اجرایی بود وبا آن برگه ها هرکه را که می خواستند بازداشت می کردند از سوالاتی است که باید به آن پاسخ داده شود. تقریبا برای اکثرشخصیت های اصلاح طلب محرز بود که اگر در تظاهرات اعتراض آمیز توسط مامورین دیده شوند بدون حکم دستگیر می شوند وبعد از دستگیری یک حکم از قبلا امضا شده به آنها داده خواهد شد. این غده سرطانی و نهادی که در بطن قوه قضاییه است، ولی جدا از این قوه عمل می کند، باید روزی تکلیفش روشن شود. الان هم که آقای لاریجانی آمده اند یا با این حالت موافق هستند یا نیستند، در صورت دوم باید با شهامت اعلام وتکلیفشان را با ملت معلوم کنند. اگر ایشان هم مانند آقای شاهرودی عملکرد متفاوتی با دادستانی تهران دارند حداقل به صراحت بگویند که مثلا این بخش به ایشان مربوط نیست و دخالتی در آن ندارند. این موضوعی بود که ما همواره می خواستیم از آقای شاهرودی بشنویم ولی هیچگاه وی در این زمینه لب به سخن نگشود."

این نماینده مجلس ششم با اشاره به ویژگی های شخصی صادق لاریجانی در ارتباط با پرونده دستگیری گسترده فعالان سیاسی گفت: "آقای صادق لاریجانی به قول آقای ابطحی- که این تعبیررا درمورد آقای موسوی به کار می برد- تاحد زیادی هندوانه دربسته است. وی درحوزه های تدریس بوده و از این جهت معتقدم که فرد با استعدادی است اما هیچ کار اجرایی نکرده است. بنابراین امتحانی پس نداده که بدانیم در برابر توقعات بی شمار مراکز قدرت ناپاسخگو می ایستد واز خود یک شان مستقل نشان خواهد داد یا تابع وتسلیم خواهد بود؟یااینکه اصولا اخلاق وروحیات خودش در ارتباط با حقوق شهروندی چگونه است؟ اینها را نمی دانیم. امیدواریم گامی به جلو بردارند واز سلف خودشان بهتر عمل کنند. اما الان قضاوت دراین خصوص زود است. ایشان عضو شورای نگهبان بودند که یک رای جمعی صادر می کند ومعلوم نیست که تک تک اعضایش چگونه هستند. اما این شورایی است که ما از عملکردش رضایت نداشتیم وبخصوص در چندسال اخیر ودرانتخابات عملکردش یک سویه بوده است. اینکه چقدر آقای لاریجانی در این عملکرد شریک هستند معلوم نیست. خودمن شخصا در جریان مجلس ششم هنگامی که قانون شرح وظایف وزارت علوم را بررسی می کردیم جزوکمیته ای بودم که تصمیم گرفتیم از شورای نگهبان هم نماینده باشد به همین جهت آقای لاریجانی آمدند و درآن جلسات شرکت کردند. من در آن جلسات ایشان را فردی منعطف ومنطقی دیدم. به نظرم رسید فردی مودب ومنطقی است. امیدوارم قضاوتی که من در چند جلسه به آن رسیدم قضاوت درستی باشد وما شاهد رفتارهای مثبتی از ایشان باشیم."

تعدادی از پاسخ های شرعی استاد مصباح به سوالات اصحاب ولایت در زمینه تجاوز جنسی !

استاد تقی مصباح به همراه دکتر محمود احمدی نژاد شب قبل در کنار چاه جمکران واقع در حسینیه امام خامنه ای ( ص ) حاضر شد و به تعدادی از سوالات مجذوبین در ولایت جواب داد و بعضا فتوی صادر کرد .

در زیر به برخی از سوالها و جوابها اشاره میشود .

1ـ آیا اعتراف گیری تحت فشار و شکنجه روحی و روانی و جسمی اعتبار اسلامی دارد ؟

ج - اعتراف گیری از ضد ولایت فقیه به هر شکلی جایز است

2ـ اعتراف گیری با استفاده از مواد مخدر و افیون و داروهای کدوئینه جایز است ؟

ج - اعتراف گیری از ضد ولایت مطلقه به هر شکلی جایز است .

3ـ آیا باز جو میتواند به زندانی تجاوز جنسی کند تا اعتراف بگیرد ؟

ج - احتیاط واجب آن است که قبل از اینکار حتما وضو بگیرد و هنگام عمل ذکر گوید .اگرزندانی زن است هم از فرج و هم از دوبر دخول اشکال ندارد بهتر است در محل بازجویی کس دیگری نباشد . اما اگر زندانی مرد است احوط است در حضور دیگر باز جویان دخول صورت گیرد .

4ـ اگر زن زندانی حامله شود تکلیف چیست ؟ یا آن فرزند حرامزاده است ؟

ج - فرزند ضعیفه ضد ولایت مطلقه فقیه مطابق نص قران مجید در هر صورت حرامزاده است چه توسط بازجو باردار شود چه توسط شوهرش . اما اگر بازجو فرزندی طفل متولد شده را گردن نهد ، بنابر احتیاط واجب طفل حلالزاده و شیعه اثنی عشری است .

5ـ آیا تجاوز جنسی در زندان به مردها و پسران جوان لواط محسوب نمی شود ؟

خیر . چون زندانی بدون میل و رغبت به آن تن داده است . البته اگر جوان مفعول را خوشامده باشد احتیاط مستحب آن است که دیگر این عمل تکرار نگردد .

6ـ تجاوز به دختران باکره در زندان چه حکمی دارد ؟

ج - اگر قرار است زن را اعدام کنند ، برای بازجو به اندازه یک حج تمتع واجب صواب دارد و به همان اندازه بر گناهان دختر افزوده میشود . اما اگر زندانی قرار نیست اعدام شود ، به اندازه زیارت کربلا برای بازجو صواب دارد .

كشف الاسرار اصطلاحات خامنه ای

مردم = خانواده خودم + افراد پاي منقل + احمقهايي كه فكر مي كنن من جانشين امام زمانم

جسمي عليل دارم = وياگرا هم ديگه چاره ساز نيست

جگرم خون شد = به اسبم

دشمن = همه ي مردم دنيا به جز خانواده خودم و جان نثاران

ولايت فقيه = وسيله سواري گرفتن ما

اسلام = نقابي كه پشتش مخفي ميشيم

دانشجو = موجودي كه باتوم خورش ملسه

ملت بيدار است = بسيجيها چماق به دست منتظرند